martyred

[ایالات متحده]/'mɑrtɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به نظر می‌رسد که خود را به عنوان یک شهید رنج می‌برد یا قربانی می‌کند
v. کشتن یا عذاب دادن

عبارات و ترکیب‌ها

martyred soldiers

سربازان شهید

honoring the martyred

گرامیداشت سربازان شهید

جملات نمونه

she was martyred for her faith.

او به خاطر ایمانش شهید شد.

he got into the car with a martyred air.

او با حالتی شهیدانه وارد ماشین شد.

in hono(u)r of the martyred dead

به افتخار سربازان کشته شده

He was martyred for his beliefs.

او به خاطر اعتقاداتش شهید شد.

The soldier was martyred in battle.

سرباز در نبرد شهید شد.

She was martyred for her political activism.

او به خاطر فعالیت‌های سیاسی‌اش شهید شد.

The martyr was martyred for refusing to renounce his faith.

شهید به دلیل امتناع از انکار ایمانش شهید شد.

Many martyrs were martyred during the religious persecution.

در طول آزار و اذیت مذهبی، بسیاری از شهدا شهید شدند.

The martyrdom of the saints is celebrated on this day.

شهادت شهدا در این روز گرامی داشت می‌شود.

He was martyred in defense of his country.

او در دفاع از کشورش شهید شد.

The martyr's sacrifice inspired others to continue the fight.

فداکاری شهید الهام بخش دیگران برای ادامه مبارزه شد.

The martyred hero will always be remembered for his courage.

قهرمان شهید همیشه به خاطر شجاعتش مورد یاد خواهد شد.

She was martyred for her advocacy of human rights.

او به خاطر حمایت از حقوق بشر شهید شد.

نمونه‌های واقعی

Oh, don't be such a martyr, Carlos. Okay, it takes two people.

وای، کارلوس، اینقدر خودت رو قربانی جلوه نده. باشه، به دو نفر نیاز دارد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

In total, we have lost 23 people in this village who have been martyred.

در مجموع، 23 نفر در این روستا را که شهید شده اند، از دست داده ایم.

منبع: PBS English News

John like to make a martyr of himself.

جان دوست دارد خودش را به عنوان یک شهید نشان دهد.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

" Would you be a martyr? How about it Parker? "

" آیا حاضری شهید شوی؟ پارکر، چه می گویی؟"

منبع: Harvard University Open Course "Justice: What's the Right Thing to Do?"

We lost loved ones, so many martyred in the incident.

خانواده هایمان را از دست دادیم، افراد زیادی در این حادثه کشته شدند.

منبع: PBS English News

No. What you're doing is you're being a martyr.

نه. کاری که انجام می دهی این است که خودت را قربانی می کنی.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

All our sacrifices and all our martyrs have been for this day, he says.

او می گوید تمام فداکاری ها و تمام شهدای ما برای این روز بوده است.

منبع: NPR News September 2017 Collection

He waited by the passenger door with a martyred expression that was easy to understand.

او کنار در مسافر با چهره ای که به راحتی می توان آن را فهمید منتظر ماند.

منبع: Twilight: Eclipse

You're being a martyr. That's not heroic. It's tragic.

تو داری خودت را قربانی نشان می دهی. این قهرمانانه نیست. غم انگیز است.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

To some people, including Turkish president, for instance, Recep Tayyip Erdogan, he has become a martyr.

برای برخی افراد، از جمله رئیس جمهور ترکیه، به عنوان مثال رجب طیب اردوغان، او به یک شهید تبدیل شده است.

منبع: NPR News June 2019 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید