martyrized

[ایالات متحده]/[ˈmɑːtɪraɪzd]/
[بریتانیا]/[ˈmɑːrtɪraɪzd]/

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی شهادت.
v. کشتن یا دستگیری کردن کسی به دلیل باورهای دینی.
v. (گذشته شدۀ martyrize) به شهادت گذاشتن.

عبارات و ترکیب‌ها

martyrized for freedom

شахید شدن برای آزادی

being martyrized

در حال شهادت شدن

publicly martyrized

به طور عام شهید شدن

martyrized souls

روان‌های شهید

martyrized figures

شخصیت‌های شهید

were martyrized

شهید شدند

martyrized cause

علت شهادت

martyrized ideals

ایده‌های شهید

he was martyrized

او شهید شد

martyrized nation

ملت شهید

جملات نمونه

the activists were martyrized for their beliefs.

فعالگرایان به دلیل باورهای خود شهید شدند.

he was martyrized during the religious persecution.

او در دوران دینی تعقیب‌شده شهید شد.

the nation mourned those martyrized in the conflict.

کشور از آن‌هایی که در این درگیری شهید شدند می‌گذارد.

she remembered the journalists martyrized while reporting.

او ژورنالیست‌هایی که در هنگام گزارش‌دهی شهید شدند را به یاد می‌آورد.

they were martyrized defending their community.

آن‌ها در حفظ جامعه‌شان شهید شدند.

the protesters were brutally martyrized by the regime.

مظاهرکنندگان به شدت توسط رژیم شهید شدند.

his name will forever be associated with those martyrized.

نام او برای همیشه با آن‌هایی که شهید شدند مرتبط خواهد بود.

the museum honors those martyrized for freedom.

موزه به آن‌هایی که به دلیل آزادی شهید شدند افتخار می‌کند.

the soldiers were martyrized in the line of duty.

سربازان در انجام وظیفه‌شان شهید شدند.

the lawyer was martyrized while representing the accused.

وکیل در حالی که دفاع از متهم را انجام می‌داد شهید شد.

the historical figure was martyrized for social justice.

این شخصیت تاریخی به دلیل عدالت اجتماعی شهید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید