masquerading

[ایالات متحده]/[ˈmæskəˌreɪdɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈmæskərˌreɪdɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پنهان کردن یا تغییر چهره یا احساسات؛ وانمود کردن به اینکه کسی یا چیزی هستید در حالی که نیستید؛ وانمود کردن به داشتن یک ویژگی یا احساس خاص.
v. (گذشته فعل) کسی که چهره یا احساسات خود را پنهان یا تغییر داده است.

عبارات و ترکیب‌ها

masquerading as

نمایشی بودن به عنوان

masquerading around

نمایشی بودن در اطراف

masquerading identity

هویت نمایشی

masquerading danger

خطر نمایشی

masquerading wealth

ثروت نمایشی

masquerading feelings

احساسات نمایشی

masquerading truth

حقیقت نمایشی

masquerading smile

لبخند نمایشی

masquerading joy

شادی نمایشی

masquerading purpose

هدف نمایشی

جملات نمونه

he was masquerading as a wealthy businessman to gain access to the exclusive event.

او وانمود می‌کرد که یک تاجر ثروتمند است تا به این رویداد انحصاری دسترسی پیدا کند.

the politician was accused of masquerading his true intentions during the campaign.

سیاستمدان به جعل مقاصد واقعی خود در طول کمپین متهم شدند.

the company was masquerading financial difficulties to secure a favorable loan.

شرکت وانمود می‌کرد که با مشکلات مالی مواجه است تا یک وام مناسب بدست آورد.

the child was masquerading as a superhero, complete with a homemade cape.

کودک وانمود می‌کرد که یک ابرقهرمان است، با یک شنل دست‌ساز.

the software was masquerading as a legitimate program to avoid detection.

نرم‌افزار وانمود می‌کرد که یک برنامه قانونی است تا از شناسایی جلوگیری کند.

she was masquerading her sadness with a bright smile and cheerful demeanor.

او غم و اندوه خود را با لبخند و رفتار شاد وانمود می‌کرد.

the fraudster was skillfully masquerading his identity to deceive the authorities.

کلاهبردار به طرز ماهرانه ای هویت خود را وانمود می‌کرد تا مقامات را فریب دهد.

the virus was masquerading as a system update to trick users into downloading it.

ویروس وانمود می‌کرد که یک به‌روزرسانی سیستم است تا کاربران را فریب دهد تا آن را دانلود کنند.

they were masquerading their lack of experience with confidence and enthusiasm.

آنها فقدان تجربه خود را با اعتماد به نفس و اشتیاق وانمود می‌کردند.

the new employee was masquerading his nervousness with excessive talking.

کارمند جدید اضطراب خود را با صحبت بیش از حد وانمود می‌کرد.

the project was masquerading behind schedule due to unforeseen complications.

پروژه به دلیل مشکلات پیش‌بینی نشده عقب از برنامه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید