masseur

[ایالات متحده]/mæ'sɜː/
[بریتانیا]/mæ'sɝ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماساژور مرد
Word Forms
جمعmasseurs

جملات نمونه

The masseur kneaded my back.

ماساژور کمر من را ورز داد.

She booked a session with a professional masseur.

او یک جلسه با یک ماساژور حرفه‌ای رزرو کرد.

The hotel spa offers a variety of treatments including massages by trained masseurs.

اسپای هتل انواع درمان‌ها از جمله ماساژ توسط ماساژورهای آموزش دیده را ارائه می‌دهد.

The masseur used different techniques to relieve the tension in my muscles.

ماساژور از تکنیک‌های مختلف برای رفع تنش در عضلات من استفاده کرد.

He decided to become a certified masseur after studying massage therapy.

او تصمیم گرفت پس از تحصیل در رشته ماساژ درمانی، یک ماساژور دارای گواهینامه شود.

The skilled masseur worked on my sore back and I felt immediate relief.

ماساژور ماهر روی کمر درد من کار کرد و من فوراً احساس راحتی کردم.

The resort spa has a team of experienced masseurs who provide excellent services.

اسپای استراحتگاه دارای تیمی از ماساژورهای با تجربه است که خدمات عالی ارائه می‌دهند.

She prefers a female masseur for her massages.

او ترجیح می‌دهد برای ماساژهای خود از یک ماساژور زن استفاده کند.

The professional masseur recommended specific stretches to help with my flexibility.

ماساژور حرفه‌ای تمرینات کششی خاصی را برای کمک به انعطاف‌پذیری من توصیه کرد.

The masseur applied aromatic oils to enhance the massage experience.

ماساژور روغن‌های معطر استفاده کرد تا تجربه ماساژ را بهبود بخشد.

After a long day at work, I decided to treat myself to a session with a skilled masseur.

بعد از یک روز طولانی کاری، تصمیم گرفتم خودم را با یک جلسه با یک ماساژور ماهر خوشحال کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید