massicot

[ایالات متحده]/ˈmæsɪkɒt/
[بریتانیا]/ˈmæsɪkɑt/

ترجمه

n. یک ماده معدنی اکسید سرب زرد؛ اکسید سرب(II) طبیعی
شکل‌های واژه
جمعmassicots

عبارات و ترکیب‌ها

massicot yellow

زرد ماسیکوت

massicot pigment

پیگمنت ماسیکوت

massicot powder

پودر ماسیکوت

massicot paint

رنگ ماسیکوت

massicot glaze

لعاب ماسیکوت

massicot color

رنگ ماسیکوت

massicot surface

سطح ماسیکوت

massicot application

کاربرد ماسیکوت

massicot coating

پوشش ماسیکوت

massicot art

هنر ماسیکوت

جملات نمونه

massicot is often used in traditional painting.

ماسی‌کوت اغلب در نقاشی سنتی استفاده می‌شود.

the vibrant color of massicot attracts many artists.

رنگ زنده ماسیکوت بسیاری از هنرمندان را جذب می‌کند.

massicot can be toxic if inhaled in large quantities.

ماسی‌کوت می‌تواند در صورت استنشاق در مقادیر زیاد سمی باشد.

in ancient times, massicot was used as a pigment.

در زمان‌های قدیم، از ماسیکوت به عنوان رنگدانه استفاده می‌شد.

artists appreciate the unique properties of massicot.

هنرمندان از خواص منحصر به فرد ماسیکوت قدردانی می‌کنند.

massicot has a rich historical significance in art.

ماسی‌کوت در هنر اهمیت تاریخی غنی دارد.

massicot can create beautiful yellow hues.

ماسی‌کوت می‌تواند رنگ‌های زرد زیبا ایجاد کند.

it is important to handle massicot with care.

مهم است که با احتیاط با ماسیکوت رفتار کنید.

massicot is sometimes confused with other yellow pigments.

ماسی‌کوت گاهی اوقات با سایر رنگدانه‌های زرد اشتباه گرفته می‌شود.

many historical artworks contain massicot as a component.

بسیاری از آثار هنری تاریخی حاوی ماسیکوت به عنوان یک جزء هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید