matchboxes

[ایالات متحده]/ˈmætʃbɒksɪz/
[بریتانیا]/ˈmætʃˌbɑːksɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی که برای نگه‌داری کبریت‌ها استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

small matchboxes

جعبه کبریت کوچک

empty matchboxes

جعبه کبریت خالی

colorful matchboxes

جعبه کبریت رنگارنگ

decorative matchboxes

جعبه کبریت تزئینی

matchboxes collection

کلکسیون جعبه کبریت

matchboxes art

هنر جعبه کبریت

vintage matchboxes

جعبه کبریت قدیمی

matchboxes display

نمایش جعبه کبریت

matchboxes design

طراحی جعبه کبریت

matchboxes game

بازی جعبه کبریت

جملات نمونه

he collected matchboxes from different countries.

او درپوش‌های کبریت را از کشورهای مختلف جمع‌آوری کرد.

she used matchboxes to organize her small items.

او از درپوش‌های کبریت برای سازماندهی وسایل کوچک خود استفاده کرد.

they designed a game using matchboxes as pieces.

آنها یک بازی با استفاده از درپوش‌های کبریت به عنوان مهره طراحی کردند.

matchboxes can be a great source of art inspiration.

درپوش‌های کبریت می‌توانند منبع الهام خوبی برای هنر باشند.

the children crafted miniature houses from matchboxes.

کودکان خانه‌های کوچک‌نمای آن‌ها را از درپوش‌های کبریت ساختند.

he lit the candle with a match from the matchbox.

او شمع را با یک کبریت از درپوش کبریت روشن کرد.

matchboxes are often used for promotional purposes.

درپوش‌های کبریت اغلب برای اهداف تبلیغاتی استفاده می‌شوند.

she found an old collection of matchboxes in the attic.

او یک مجموعه قدیمی از درپوش‌های کبریت را در زیرشیرآزی پیدا کرد.

he painted a beautiful design on the matchboxes.

او یک طرح زیبا روی درپوش‌های کبریت نقاشی کرد.

matchboxes can be used for educational projects.

می‌توان از درپوش‌های کبریت برای پروژه‌های آموزشی استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید