matchstick

[ایالات متحده]/ˈmætʃstik/
[بریتانیا]/'mætʃstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک چوب باریک بلند با سر چوب کبریت، یا چیزی که شبیه چوب کبریت باشد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

wooden matchstick

چوب کبریت چوبی

strike a matchstick

کبریت زدن

burning matchstick

کبریت سوخته

safety matchstick

کبریت ایمنی

box of matchsticks

جعبه کبریت

light a matchstick

روشن کردن کبریت

extinguish a matchstick

خاموش کردن کبریت

waterproof matchstick

کبریت ضد آب

جملات نمونه

matchstick arms; matchstick slices of potato.

بازوهای چوب کبریت؛ ورقه‌های سیب‌زمینی چوب کبریت

He lit the matchstick to start the campfire.

او چوب کبریت را روشن کرد تا آتش‌افروزی را شروع کند.

She used a matchstick to light the candle.

او از یک چوب کبریت برای روشن کردن شمع استفاده کرد.

The matchstick ignited instantly when struck against the box.

چوب کبریت به محض برخورد با جعبه، فوراً روشن شد.

He always carries a matchstick in his pocket.

او همیشه یک چوب کبریت در جیب خود دارد.

She struck the matchstick against the rough surface.

او چوب کبریت را در برابر سطح زبر مالید.

The matchstick burned down to his fingers.

چوب کبریت تا نوک انگشتانش سوخت.

He collected matchsticks from different countries.

او چوب کبریت از کشورهای مختلف جمع‌آوری کرد.

She used a matchstick to fix the wobbly table leg.

او از یک چوب کبریت برای تعمیر پای لرزان میز استفاده کرد.

The matchstick box was empty.

جعبه چوب کبریت خالی بود.

He struck a matchstick to see in the dark.

او یک چوب کبریت را برای دیدن در تاریکی روشن کرد.

نمونه‌های واقعی

Match. So that would then combine to make the words matchstick, matchmaker, and matchpoint.

تطابق. بنابراین، اینها با هم ترکیب می شوند تا کلمات کبریت، سازنده کبریت و نقطه کبریت را تشکیل دهند.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American November 2019 Collection

There's a chemical known as C.A.M. Phosphor on the walls-- smells like spent matchsticks.

یک ماده شیمیایی به نام فسفر C.A.M. روی دیوارها وجود دارد - بوی کبریت های استفاده شده می دهد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Grandpapa scratched Ms ear with a matchstick.

پدربزرگ گوش خانم را با یک کبریت خراشید.

منبع: The heart is a lonely hunter.

Next essential, these are matchstick incense.

در مرحله بعد، ضروری، اینها بخور کبریت هستند.

منبع: GQ — 10 Essentials for Celebrities

Or should we do, Ham, what do you think about matchsticks?

یا آیا باید این کار را انجام دهیم، هم، شما در مورد کبریت چه فکر می کنید؟

منبع: Kitchen Deliciousness Competition

The way I learned to play poker was my father taught me, after many a grape soda, sitting around the kitchen table, betting matchsticks.

روش یادگیری من بازی پوکر این بود که پدرم به من یاد داد، بعد از نوشیدن آب انگور فراوان، دور میز آشپزخانه نشستیم و روی کبریت شرط بندی کردیم.

منبع: Engvid Super Teacher Selection

I can't do anything beyond matchstick men, but I love my children with an artist's heart.

من نمی توانم چیزی فراتر از مردان کبریت انجام دهم، اما من فرزندانم را با قلب یک هنرمند دوست دارم.

منبع: Actor Dialogue

I've peeled these, and I prefer to use this awesome matchstick slicer that I found on Amazon.

من اینها را پوست گرفتم و ترجیح می دهم از این برش دهنده کبریت عالی که در آمازون پیدا کردم استفاده کنم.

منبع: Chef Natasha

So, if you're betting money or matchsticks and you want to bluff, you're going to pretend that you have a fabtabulous hand.

بنابراین، اگر روی پول یا کبریت شرط بندی می کنید و می خواهید فریب دهید، قرار است وانمود کنید که دست فوق العاده ای دارید.

منبع: Engvid Super Teacher Selection

The mute sat silently over his glass of beer, idly drawing on the table with the end of a burnt matchstick.

مات با سکوت بالای لیوان آبجویش نشست و بی هدف با سر یک کبریت سوخته روی میز نقاشی کرد.

منبع: The heart is a lonely hunter.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید