maternalisms

[ایالات متحده]/məˈtɜːnəlɪzəmz/
[بریتانیا]/məˈtɜrnəlɪzəmz/

ترجمه

n. ویژگی‌ها یا رفتارهای مادری

عبارات و ترکیب‌ها

cultural maternalisms

مادرانه های فرهنگی

social maternalisms

مادرانه های اجتماعی

economic maternalisms

مادرانه های اقتصادی

political maternalisms

مادرانه های سیاسی

historical maternalisms

مادرانه های تاریخی

theoretical maternalisms

مادرانه های نظری

intersectional maternalisms

مادرانه های تعاملی

global maternalisms

مادرانه های جهانی

critical maternalisms

مادرانه های انتقادی

feminist maternalisms

مادرانه های فمینیستی

جملات نمونه

her research focuses on the various maternalisms in different cultures.

تحقیقات او بر روی انواع مختلف مادرگرایی در فرهنگ‌های مختلف متمرکز است.

maternalisms can influence women's roles in society.

مادرگرایی می‌تواند بر نقش زنان در جامعه تأثیر بگذارد.

many feminists critique traditional maternalisms.

بسیاری از فمینیست‌ها مادرگرایی‌های سنتی را مورد انتقاد قرار می‌دهند.

understanding maternalisms is essential for gender studies.

درک مادرگرایی برای مطالعات جنسیتی ضروری است.

maternalisms shape the way we perceive motherhood.

مادرگرایی نحوه درک ما از مادری را شکل می‌دهد.

there are many forms of maternalisms across different societies.

انواع مختلفی از مادرگرایی در سراسر جوامع مختلف وجود دارد.

she wrote a book discussing the impact of maternalisms on family dynamics.

او کتابی در مورد تأثیر مادرگرایی بر پویایی خانواده نوشت.

maternalisms often reflect the values of a community.

مادرگرایی اغلب ارزش‌های یک جامعه را منعکس می‌کند.

exploring maternalisms can reveal hidden biases in society.

بررسی مادرگرایی می‌تواند تعصبات پنهان در جامعه را آشکار کند.

the concept of maternalisms varies from one culture to another.

مفهوم مادرگرایی از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید