motherliness

[ایالات متحده]/ˈmʌðəlinəs/
[بریتانیا]/ˈmʌðərlinəs/

ترجمه

n. کیفیت مراقبت و پرورش مانند یک مادر
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

motherliness instinct

غریزه مادری

motherliness quality

ویژگی مادری

motherliness role

نقش مادری

motherliness care

مراقبت مادری

motherliness touch

احساس مادری

motherliness nature

طبع مادری

motherliness bond

پیوند مادری

motherliness love

عشق مادری

motherliness warmth

گرمی مادری

motherliness support

حمایت مادری

جملات نمونه

her motherliness made everyone feel at home.

مادر بودن او باعث می‌شد همه احساس کنند در خانه هستند.

he admired her motherliness in caring for the children.

او تحسین مادر بودن او را در مراقبت از کودکان تحسین کرد.

motherliness is often associated with warmth and compassion.

مادر بودن اغلب با گرما و شفقت همراه است.

her motherliness shone through in her nurturing behavior.

مادر بودن او در رفتار مراقبت‌کننده او به خوبی نمایان می‌شد.

he felt her motherliness even from a distance.

حتی از راه دور هم مادر بودنش را احساس کرد.

motherliness is a quality that many appreciate in a partner.

مادر بودن خصلتی است که بسیاری آن را در یک شریک تحسین می‌کنند.

her motherliness inspired trust and loyalty in her friends.

مادر بودنش اعتماد و وفاداری را در دوستانش الهام بخشید.

he wrote about the motherliness of nature in his book.

او در کتاب خود درباره مادر بودن طبیعت نوشت.

her motherliness extended beyond her own children.

مادر بودنش فراتر از فرزندانش بود.

motherliness can manifest in many different ways.

مادر بودن می‌تواند به روش‌های مختلفی بروز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید