matriculated

[ایالات متحده]/məˈtrɪkjʊleɪtɪd/
[بریتانیا]/məˈtrɪkjʊleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پذیرفتن یک دانشجو به یک دانشگاه; پس از پذیرفته شدن به یک دانشگاه

عبارات و ترکیب‌ها

matriculated students

دانشجویان ثبت نام شده

matriculated class

کلاس ثبت نام شده

matriculated candidates

نامزدان ثبت نام شده

matriculated program

برنامه ثبت نام شده

matriculated applicants

متخصصان ثبت نام شده

matriculated alumni

فارغ التحصیلان ثبت نام شده

matriculated degree

مدرک ثبت نام شده

matriculated status

وضعیت ثبت نام شده

matriculated courses

دروس ثبت نام شده

matriculated institution

مؤسسه ثبت نام شده

جملات نمونه

she matriculated at the university last year.

او سال گذشته در دانشگاه ثبت نام کرد.

after he matriculated, he chose to study engineering.

بعد از ثبت نام او، او تصمیم گرفت مهندسی بخواند.

many students matriculated in the fall semester.

بسیاری از دانش آموزان در نیمه دوم سال تحصیلی ثبت نام کردند.

once she matriculated, her life changed dramatically.

وقتی او ثبت نام کرد، زندگی او به طور چشمگیری تغییر کرد.

he was proud to have matriculated with honors.

او به داشتن افتخارات در هنگام ثبت نام افتخار می کرد.

the school has a high rate of students who matriculated.

این مدرسه نرخ بالایی از دانش آموزانی که ثبت نام کرده اند دارد.

they matriculated together and became lifelong friends.

آنها با هم ثبت نام کردند و دوستان صمیمی مادام العمر شدند.

she plans to matriculate in the spring.

او قصد دارد در بهار ثبت نام کند.

students who matriculated early often excel academically.

دانشجویانی که زود ثبت نام کردند اغلب از نظر تحصیلی موفق عمل می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید