maundering

[ایالات متحده]/ˈmɔːndərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɔːndərɪŋ/

ترجمه

v. به طور پراکنده صحبت کردن؛ سرگردان شدن یا دور زدن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

maundering thoughts

تفکرات پراکنده

maundering speech

سخنرانی پراکنده

maundering conversation

گفتگوی پراکنده

maundering remarks

اظهارات پراکنده

maundering ideas

ایده‌های پراکنده

maundering narrative

روایت پراکنده

maundering discussion

بحث پراکنده

maundering behavior

رفتار پراکنده

maundering writing

نوشتن پراکنده

جملات نمونه

he was maundering about the old days.

او در مورد دوران قدیم صحبت های بی ربط می کرد.

she found him maundering in the garden.

او او را در باغ در حال صحبت های بی ربط دید.

the professor spent hours maundering on various topics.

استاد ساعت ها در مورد موضوعات مختلف صحبت های بی ربط کرد.

they were maundering during the long train journey.

آنها در طول سفر طولانی قطار صحبت های بی ربط می کردند.

his maundering thoughts distracted him from his work.

افکار پراکنده او باعث حواس پرتی او از کارش شد.

she often maunders when she is nervous.

او اغلب وقتی عصبی است، صحبت های بی ربط می کند.

we could hear him maundering in the next room.

ما می توانستیم صدای صحبت های بی ربط او را در اتاق بعدی بشنویم.

he tends to maunder when he’s lost in thought.

وقتی غرق در فکر می شود، معمولاً صحبت های بی ربط می کند.

while maundering, she shared her dreams.

در حالی که صحبت های بی ربط می کرد، رویاهایش را به اشتراک گذاشت.

they enjoyed maundering about their childhood memories.

آنها از صحبت کردن در مورد خاطرات دوران کودکی خود لذت بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید