the mawkish smell of warm beer.
بوی دلانگیز و احساسی آبجو گرم
And tenderness, too—but does that appear a mawkish thing to desiderate in life?
و همچنین محبت - اما آیا به نظر میرسد که خواستن آن در زندگی چیز احساسی و دلانگیزی است؟
The movie was criticized for its mawkish sentimentality.
فیلم به دلیل احساسات بیش از حد و دلانگیز خود مورد انتقاد قرار گرفت.
She couldn't stand his mawkish attempts at flirting.
او نمیتوانست تلاشهای دلانگیز و احساسی او برای flirt کردن را تحمل کند.
The novel's ending was overly mawkish and predictable.
پایان رمان بیش از حد احساسی و قابل پیشبینی بود.
His mawkish behavior made everyone uncomfortable.
رفتار احساسی او باعث ناراحتی همه شد.
The speech was filled with mawkish cliches.
سخنرانی پر از کلیشههای احساسی بود.
I found the love scenes in the movie to be mawkish and unrealistic.
من صحنههای عاشقانه در فیلم را احساسی و غیرواقعی یافتم.
The song's lyrics were criticized for being too mawkish.
متن ترانه به دلیل بیش از حد احساسی بودن مورد انتقاد قرار گرفت.
He wrote a mawkish love letter to his crush.
او یک نامه عاشقانه احساسی برای کسی که به او علاقه داشت نوشت.
The play's dialogue felt forced and mawkish.
گفتگوی نمایشنامه اجباری و احساسی به نظر میرسید.
She cringed at the mawkish display of affection in the romantic comedy.
او با دیدن نمایش احساسی و اغراقآمیز محبت در کمدی رمانتیک احساس انزجار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید