mawkish

[ایالات متحده]/ˈmɔːkɪʃ/
[بریتانیا]/ˈmɔːkɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طرز مرضی احساساتی، به طور مفرط احساسی، بی‌مزه

جملات نمونه

the mawkish smell of warm beer.

بوی دل‌انگیز و احساسی آبجو گرم

And tenderness, too—but does that appear a mawkish thing to desiderate in life?

و همچنین محبت - اما آیا به نظر می‌رسد که خواستن آن در زندگی چیز احساسی و دل‌انگیزی است؟

The movie was criticized for its mawkish sentimentality.

فیلم به دلیل احساسات بیش از حد و دل‌انگیز خود مورد انتقاد قرار گرفت.

She couldn't stand his mawkish attempts at flirting.

او نمی‌توانست تلاش‌های دل‌انگیز و احساسی او برای flirt کردن را تحمل کند.

The novel's ending was overly mawkish and predictable.

پایان رمان بیش از حد احساسی و قابل پیش‌بینی بود.

His mawkish behavior made everyone uncomfortable.

رفتار احساسی او باعث ناراحتی همه شد.

The speech was filled with mawkish cliches.

سخنرانی پر از کلیشه‌های احساسی بود.

I found the love scenes in the movie to be mawkish and unrealistic.

من صحنه‌های عاشقانه در فیلم را احساسی و غیرواقعی یافتم.

The song's lyrics were criticized for being too mawkish.

متن ترانه به دلیل بیش از حد احساسی بودن مورد انتقاد قرار گرفت.

He wrote a mawkish love letter to his crush.

او یک نامه عاشقانه احساسی برای کسی که به او علاقه داشت نوشت.

The play's dialogue felt forced and mawkish.

گفتگوی نمایش‌نامه اجباری و احساسی به نظر می‌رسید.

She cringed at the mawkish display of affection in the romantic comedy.

او با دیدن نمایش احساسی و اغراق‌آمیز محبت در کمدی رمانتیک احساس انزجار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید