maximand

[ایالات متحده]/ˈmæksɪmænd/
[بریتانیا]/ˈmæksɪmænd/

ترجمه

n. چیزی که باید بیشینه شود، به ویژه در نظریه بهینه‌سازی یا اقتصاد.
شکل‌های واژه
جمعmaximands

عبارات و ترکیب‌ها

principal maximand

ماکسیمанд اصلی

social maximand

ماکسیمând اجتماعی

economic maximand

ماکسیمând اقتصادی

single maximand

ماکسیمând تک

specified maximand

ماکسیمând مشخص شده

relevant maximand

ماکسیمând مرتبط

appropriate maximand

ماکسیمând مناسب

maximand variable

متغیر ماکسیمând

corporate maximand

ماکسیمând کارآفرینی

underlying maximand

ماکسیمând اساسی

جملات نمونه

the firm treats profit as its primary maximand in all strategic decisions.

شرکت سود را به عنوان حداکثر کننده اصلی خود در تمام تصمیمات استراتژیک در نظر می گیرد.

consumer theory typically assumes utility is the relevant maximand for individual choice.

نظریه مصرف کننده معمولاً فرض می کند که کارایی حداکثر کننده مربوط به انتخاب فردی است.

policy makers often struggle to identify the appropriate social maximand for public projects.

سازمان‌دهندگان سیاست معمولاً با شناسایی حداکثر کننده اجتماعی مناسب برای پروژه‌های عمومی دچار مشکل می‌شوند.

the constrained maximand incorporates budget limitations into the optimization problem.

حداکثر کننده محدود شده محدودیت‌های بودجه را در مسئله بهینه سازی اعمال می‌کند.

traditional economics places shareholder value as the corporate maximand in most analyses.

اقتصاد سنتی ارزش سهامداران را به عنوان حداکثر کننده شرکت در بیشتر تحلیل‌ها قرار می‌دهد.

critics argue that gdp should not serve as the sole maximand for national development policy.

انتقادات می‌گویند که حجم تولید ناخالص ملی (GDP) نباید به عنوان تنها حداکثر کننده برای سیاست توسعه ملی خدمت کند.

behavioral economics challenges the assumption that happiness is the universal maximand.

اقتصاد رفتاری فرضیه اینکه خوشبختی حداکثر کننده کلی است را چالش می‌پذیرد.

the welfare maximand varies across different philosophical traditions and political systems.

حداکثر کننده رفاه در سیستم‌های سیاسی و سنت‌های فلسفی مختلف متفاوت است.

environmental economists suggest that sustainable development should become the key maximand.

اقتصاددان‌های محیط زیست پیشنهاد می‌کنند که توسعه پایدار باید به عنوان حداکثر کننده اصلی شود.

the model specification requires clearly defining the maximand before estimating parameters.

تعریف مدل نیاز به تعریف واضح حداکثر کننده را قبل از تخمین پارامترها دارد.

when multiple maximands conflict, policymakers must establish a hierarchy of objectives.

وقتی چندین حداکثر کننده با هم در تضاد هستند، سازمان‌دهندگان سیاست باید اولویت‌هایی را تعیین کنند.

some scholars propose that well-being represents a more appropriate maximand than utility.

برخی از محققان پیشنهاد می‌کنند که رفاه بهتر از کارایی به عنوان حداکثر کننده مناسب‌تری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید