maximization

[ایالات متحده]/ˌmæksimai'zeiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حداکثرسازی، حداکثر مقدارشدن

عبارات و ترکیب‌ها

profit maximization

حداکثر کردن سود

utility maximization

حداکثرسازی سود

جملات نمونه

resource allocation for maximization of output

تخصیص منابع برای بیشینه سازی خروجی

maximization of customer satisfaction

بیشینه کردن رضایت مشتری

maximization of market share

بیشینه کردن سهم بازار

energy maximization in physics

بیشینه سازی انرژی در فیزیک

maximization of social welfare

بیشینه کردن رفاه اجتماعی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید