maximisation

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حداکثرسازی; عمل افزایش چیزی به بالاترین سطح ممکن.

عبارات و ترکیب‌ها

maximisation of profits

حداکثر کردن سود

maximisation of resources

حداکثر کردن منابع

نمونه‌های واقعی

Start-ups such as Open AI, Anthropic and Inflection are so keen to convey the idea that they won't sacrifice safety just to make money that they have put in place corporate structures that constrain profit maximisation.

شرکت‌های نوپا مانند OpenAI، Anthropic و Inflection به‌شدت خواهان انتقال این ایده هستند که آن‌ها برای کسب درآمد، ایمنی را قربانی نخواهند کرد، بنابراین ساختارهای سازمانی را ایجاد کرده‌اند که سودآوری را محدود می‌کند.

منبع: Economist Business

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید