studying mayidisms
مطالعه ماییدیسمها
understand mayidisms
فهم ماییدیسمها
common mayidisms
ماییدیسمهای رایج
modern mayidisms
ماییدیسمهای مدرن
analyzing mayidisms
تحلیل ماییدیسمها
ancient mayidisms
ماییدیسمهای باستانی
defined mayidisms
ماییدیسمهای تعریف شده
recognize mayidisms
شناسایی ماییدیسمها
observed mayidisms
ماییدیسمهای مشاهده شده
unique mayidisms
ماییدیسمهای منحصر به فرد
you'd better button your lip before you get into trouble.
بهتر است قبل از اینکه در دشواری فروپاشی، لب خود را ببندید.
he has been a thorn in my side for years.
او به مدت سالها یک گیج در کنار من بوده است.
don't beat around the bush; just tell me the truth.
در مورد چیزی مستقیم باشد، فقط به من حقیقت را بگوید.
she decided to bite the bullet and pay for the repairs.
او تصمیم گرفت که به گلوله بزند و برای تعمیرات پرداخت کند.
i've had to bend over backwards to please my new boss.
من مجبور شدم برای رضایت دادن به منشی جدیدم به عقب خم شوم.
it's time to face the music for your actions.
زمان آن رسیده است که به دلیل اقدامات خود با موسیقی مواجه شوید.
we were in hot water after missing the deadline.
پس از اینکه مهلت را از دست دادیم، در آب گرم قرار گرفتیم.
don't jump down my throat; i'm just the messenger.
به من فریب ندهید، من فقط پیامبر هستم.
he really knows the ins and outs of this software.
او واقعاً با تمام جزئیات این نرمافزار آشنا است.
keep your chin up; things will get better soon.
چشمان خود را بالا بگذارید، زودتر بهتر میشود.
don't let him pull the wool over your eyes.
بگذارید او چشمانت را با پارچه فریب دهد.
it looks like i spoke too soon about the project's success.
به نظر میرسد که من زودتر از آن چه موفقیت پروژه را گفتم.
studying mayidisms
مطالعه ماییدیسمها
understand mayidisms
فهم ماییدیسمها
common mayidisms
ماییدیسمهای رایج
modern mayidisms
ماییدیسمهای مدرن
analyzing mayidisms
تحلیل ماییدیسمها
ancient mayidisms
ماییدیسمهای باستانی
defined mayidisms
ماییدیسمهای تعریف شده
recognize mayidisms
شناسایی ماییدیسمها
observed mayidisms
ماییدیسمهای مشاهده شده
unique mayidisms
ماییدیسمهای منحصر به فرد
you'd better button your lip before you get into trouble.
بهتر است قبل از اینکه در دشواری فروپاشی، لب خود را ببندید.
he has been a thorn in my side for years.
او به مدت سالها یک گیج در کنار من بوده است.
don't beat around the bush; just tell me the truth.
در مورد چیزی مستقیم باشد، فقط به من حقیقت را بگوید.
she decided to bite the bullet and pay for the repairs.
او تصمیم گرفت که به گلوله بزند و برای تعمیرات پرداخت کند.
i've had to bend over backwards to please my new boss.
من مجبور شدم برای رضایت دادن به منشی جدیدم به عقب خم شوم.
it's time to face the music for your actions.
زمان آن رسیده است که به دلیل اقدامات خود با موسیقی مواجه شوید.
we were in hot water after missing the deadline.
پس از اینکه مهلت را از دست دادیم، در آب گرم قرار گرفتیم.
don't jump down my throat; i'm just the messenger.
به من فریب ندهید، من فقط پیامبر هستم.
he really knows the ins and outs of this software.
او واقعاً با تمام جزئیات این نرمافزار آشنا است.
keep your chin up; things will get better soon.
چشمان خود را بالا بگذارید، زودتر بهتر میشود.
don't let him pull the wool over your eyes.
بگذارید او چشمانت را با پارچه فریب دهد.
it looks like i spoke too soon about the project's success.
به نظر میرسد که من زودتر از آن چه موفقیت پروژه را گفتم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید