| جمع | mazzards |
mazzard tree
درخت مازارد
mazzard cherry
گیلاس مازارد
mazzard fruit
میوه مازارد
mazzard variety
نوع مازارد
mazzard species
گونه مازارد
mazzard cultivar
واریته مازارد
mazzard grove
باغ مازارد
mazzard blossom
گل مازارد
mazzard orchard
باغ درختان مازارد
mazzard wood
چوب مازارد
he wore a mazzard on his head during the festival.
او یک مازارد بر سرش در طول جشنواره پوشید.
the children laughed when they saw the mazzard dancing.
کودکان وقتی دیدند که مازارد در حال رقص است، خندیدند.
she painted her face like a mazzard for the party.
او صورت خود را مانند یک مازارد برای مهمانی نقاشی کرد.
the mazzard entertained the crowd with tricks.
مازارد با شعبده ها جمعیت را سرگرم کرد.
everyone loves a good mazzard performance.
همه عاشق یک اجرای خوب مازارد هستند.
he is known as the best mazzard in town.
او به عنوان بهترین مازارد در شهر شناخته می شود.
the mazzard juggled balls while riding a unicycle.
مازارد در حالی که با یک دوچرخه تک چرخ سوار می شد، توپ ها را به هوا پرتاب کرد.
she bought a mazzard costume for halloween.
او یک لباس مازارد برای هالووین خرید.
they invited a mazzard to entertain at the birthday party.
آنها از یک مازارد دعوت کردند تا در مهمان تولد سرگرم کند.
his mazzard antics made everyone laugh.
خودی های مازارد او باعث خنده همه شد.
mazzard tree
درخت مازارد
mazzard cherry
گیلاس مازارد
mazzard fruit
میوه مازارد
mazzard variety
نوع مازارد
mazzard species
گونه مازارد
mazzard cultivar
واریته مازارد
mazzard grove
باغ مازارد
mazzard blossom
گل مازارد
mazzard orchard
باغ درختان مازارد
mazzard wood
چوب مازارد
he wore a mazzard on his head during the festival.
او یک مازارد بر سرش در طول جشنواره پوشید.
the children laughed when they saw the mazzard dancing.
کودکان وقتی دیدند که مازارد در حال رقص است، خندیدند.
she painted her face like a mazzard for the party.
او صورت خود را مانند یک مازارد برای مهمانی نقاشی کرد.
the mazzard entertained the crowd with tricks.
مازارد با شعبده ها جمعیت را سرگرم کرد.
everyone loves a good mazzard performance.
همه عاشق یک اجرای خوب مازارد هستند.
he is known as the best mazzard in town.
او به عنوان بهترین مازارد در شهر شناخته می شود.
the mazzard juggled balls while riding a unicycle.
مازارد در حالی که با یک دوچرخه تک چرخ سوار می شد، توپ ها را به هوا پرتاب کرد.
she bought a mazzard costume for halloween.
او یک لباس مازارد برای هالووین خرید.
they invited a mazzard to entertain at the birthday party.
آنها از یک مازارد دعوت کردند تا در مهمان تولد سرگرم کند.
his mazzard antics made everyone laugh.
خودی های مازارد او باعث خنده همه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید