measles

[ایالات متحده]/'miːz(ə)lz/
[بریتانیا]/'mizəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: n. بیماری واگیر دار که با بثورات قرمز، تب و عفونت تنفسی مشخص می‌شود، که به آن سرخک یا سرخچه نیز گفته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

measles outbreak

شیوع سرخک

vaccine for measles

واکسن سرخک

measles rash

ضد سرخک

measles symptoms

علائم سرخک

measles vaccine

واکسن سرخک

measles virus

ویروس سرخک

german measles

ورم سرخک آلمان

جملات نمونه

Measles is an infection.

سرخک یک عفونت است.

measles and otherills of childhood

سرخک و سایر بیماری های دوران کودکی

A case of measles kept him in bed.

یک مورد سرخک او را در بستر نگه داشت.

Measles ails the little girl.

خشک‌خار باعث بیماری دختر کوچک می‌شود.

Diaphoretic (producing or increasing perspiration), antispasmodic, muscle relaxant, antipyretic, help to ripen measles, stopping diarrhea.

باعث تعریق (تولید یا افزایش تعریق)، ضد اسپاسم، شل کننده عضلات، ضد تب، کمک به رسیدن سرخک، توقف اسهال.

Subacute sclerosing panencephalitis(SSPE)is a serious disorder of central nervous system caused by defective measles virus.

پان انسفالیت اسکلروز کننده زیر حاد (SSPE) یک اختلال جدی در سیستم عصبی مرکزی ناشی از ویروس سرخک معیوب است.

3.If vaccinal measles vaccine can prevent hives, take a poliomyelitis tervalent mixture vaccine can prevent a poliomyelitis to wait.

3. اگر واکسن سرخک واکسینال می‌تواند از بثورات جلدی جلوگیری کند، یک واکسن مخلوط سه گانه فلج اطفال می‌تواند منتظر بماند.

Re the 400,000iu for two days (Mega A Rx for measles): This is reposting of Vit A Rx for those who missed it.

در مورد 400000 واحد بین المللی برای دو روز (Mega A Rx برای سرخک): این بازنشر Vit A Rx برای کسانی است که آن را از دست داده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید