meatiest

[ایالات متحده]/ˈmiːti/
[بریتانیا]/ˈmiːti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از ماده؛ تفکر برانگیز

جملات نمونه

a meaty, factual story

یک داستان پرمحتوا و واقعی

a meaty theme for study and debate.

یک موضوع غنی برای مطالعه و بحث

the tall, meaty young man.

جوان قدبلند و خوش‌هیکل

the ballet has stayed the course because of the meaty roles it offers.

باله توانسته مسیر خود را ادامه دهد به دلیل نقش‌های غنی که ارائه می‌دهد.

The steak was juicy and meaty.

استیک آبدار و خوشمزه بود.

She ordered a meaty sandwich for lunch.

او برای ناهار ساندویچ گوشت‌دار سفارش داد.

The chili had a rich and meaty flavor.

چایله طعم غنی و گوشتی داشت.

He enjoys reading meaty novels.

او از خواندن رمان‌های غنی لذت می‌برد.

The stew was hearty and meaty.

خورش مقوی و خوشمزه بود.

I prefer meaty toppings on my pizza.

من ترجیح می‌دهم روی پیتزا مواد گوشتی داشته باشم.

The movie had a meaty plot with lots of twists.

فیلم دارای طرح داستانی غنی با پیچش‌های فراوان بود.

The chef prepared a meaty lasagna for dinner.

سرآشپز لازانیا گوشت‌دار برای شام آماده کرد.

The dog gnawed on a meaty bone.

سگ روی یک استخوان گوشتی می‌جوید.

She cooked a meaty stew for the family.

او برای خانواده یک خورش گوشت‌دار پخت.

نمونه‌های واقعی

[Ben] No, it looks like it could almost be more meaty.

[بن] نه، به نظر می‌رسد که می‌تواند تقریباً گوشتی‌تر باشد.

منبع: Gourmet Base

For some consumers the taste of plant-based meat alternatives simply isn't meaty enough.

برای برخی از مصرف‌کنندگان، طعم جایگزین‌های گوشتی گیاهی به اندازه‌ای گوشتی نیست.

منبع: CNN 10 Student English May 2019 Collection

Monkfish is a very meaty, powerful fish in both texture and the flavor's quite, punchy.

ماهی راهب یک ماهی بسیار گوشتی و قدرتمند با بافت و طعم بسیار تند است.

منبع: Gourmet Base

You know, it's a bit like mushroom, but it's more of a meaty, meaty bite.

می‌دانید، کمی مثل قارچ است، اما بیشتر یک گاز گوشتی و گوشتی است.

منبع: Interpretation of High-Priced Goods Pricing in the Fourth Quarter

It kind of is softer than the cod that was much meatier yesterday.

نوعی نرم‌تر از کُدی است که دیروز خیلی گوشتی‌تر بود.

منبع: Gourmet Base

The mussels are chunky beasts. - Mighty meaty.

خرچنگ‌ها حیوانات بزرگ و کلفت هستند. - بسیار گوشتی.

منبع: Gourmet Base

We have 'meaty', 'salvo', and 'reignite'.

ما 'گوشتی'، 'سالو' و 'بازگویی' داریم.

منبع: Learn English by following hot topics.

" Our meaty diet is literally eating up the planet."

" رژیم غذایی گوشتی ما به معنای واقعی کلمه سیاره را می‌خورد.

منبع: WIL Life Revelation

We've had 'meaty' — interesting or complex.

ما 'گوشتی' داشتیم - جالب یا پیچیده.

منبع: Learn English by following hot topics.

As in, the briny, meaty, sweet... - Tastes like the beach.

یعنی شور، گوشتی، شیرین... - مثل طعم سواحل.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید