mech

[ایالات متحده]/mɛk/
[بریتانیا]/mɛk/

ترجمه

abbr. مکانیک؛ مکانیکی؛ مکانیک‌ها
Word Forms
جمعmechs

عبارات و ترکیب‌ها

mech engineer

مکانیک مهندس

mech work

کار مکانیک

mech suit

پیش‌بینی مکانیک

mech pilot

پرواز مکانیک

mech design

طراحی مکانیک

mech repair

اصلاح مکانیک

mech maintenance

نگهداری مکانیک

mech industry

صنعت مکانیک

mech parts

قطعات مکانیک

mech failure

نیروی مکانیک

جملات نمونه

the mech was designed for urban warfare.

این مک مخصوص جنگ در مناطق شهری طراحی شده بود.

he dreamed of piloting a giant mech.

او رویای خود را در مورد پilot کردن یک مک بزرگ داشت.

the mech's weapons were incredibly powerful.

سلاح‌های مک بسیار قدرتمند بودند.

she studied the mech's schematics carefully.

او با دقت نقشه‌های مک را مطالعه کرد.

the mech moved with surprising agility.

مک با انعطاف‌پذیری شگفت‌آور حرکت می‌کرد.

they upgraded the mech's armor for better protection.

آن‌ها لایه‌پوش مک را به‌منظور حفاظت بهتر به‌روزرسانی کردند.

the mech was piloted by a highly skilled soldier.

مک توسط یک جنگجوی بسیار ماهر پilot می‌شد.

its advanced sensors gave the mech tactical advantage.

سنسورهای پیشرفته آن مک را مزیت تاکتیکی می‌داد.

the mech's cockpit was cramped and uncomfortable.

کابین مک تنگ و نامطلوب بود.

they repaired the damaged mech in record time.

آن‌ها مک آسیب‌دیده را در زمان رکوردی تعمیر کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید