medaille

[ایالات متحده]/meˈdaɪ/
[بریتانیا]/meˈdaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جایزه
شکل‌های واژه
جمعmedailles

جملات نمونه

she earned a gold medaille for her outstanding performance in the competition.

او یک مدال طلا برای عملکرد برجسته‌اش در مسابقه کسب کرد.

the soldier was awarded a military medaille for his bravery.

سرباز به دلیل شجاعت‌اش یک مدال نظامی دریافت کرد.

he received a silver medaille at the international science fair.

او یک مدال نقره در نمایشگاه علمی بین‌المللی دریافت کرد.

the firefighter was honored with a medaille d'honneur for his heroic actions.

مأمور اطفاى جوی به دلیل اقدامات شجاعانه‌اش با یک مدال افتخار تجلیل شد.

she polished her bronze medaille until it gleamed.

او مدال برنز خود را تا زمانی که نورانی شد پولیش کرد.

the medaille du mérite was established to recognize civilian contributions.

مدال افتخار برای شناسایی مشارکت‌های غیرنظامی تأسیس شد.

after years of training, he finally won the olympic medaille.

پس از چندین سال تمرین، او در نهایت مدال اولیمپیک را کسب کرد.

the medaille was presented during the formal ceremony.

مدال در حین مراسم رسمی ارائه شد.

each participant who completed the marathon received a commemorative medaille.

هر شرکت‌کننده‌ای که ماراتون را به پایان رساند یک مدال یادبود دریافت کرد.

she wore her grandmother's war medaille with pride.

او با افتخار مدال جنگ دادگاه مادرش را پوشید.

the medaille symbolizes courage and dedication to one's country.

مدال شجاعت و وفاداری به کشور را نمایش می‌دهد.

he was humbled to accept the prestigious medaille from the president.

او از اینکه مدال معتبری از رئیس جمهور پذیرفته است، خجالت زده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید