medios

[ایالات متحده]/ˈmiːdɪəʊ/
[بریتانیا]/ˈmiːdioʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش میانی; سکه نیکل به ارزش پنج سنت (زبان عامیانه آمریکایی); پرداخت در اواسط ماه

عبارات و ترکیب‌ها

in medio

در میان

medio tempo

زمان میانه

medio ambiente

محیط زیست

medio siglo

نیم قرن

medio camino

نصف راه

medio día

نیمروز

en medio

در میان

medio plazo

مدت میانه

medio millón

نیم میلیون

en el medio

در وسط

جملات نمونه

he found a medio to solve the problem.

او راهی برای حل مشکل پیدا کرد.

the medio of communication has changed over the years.

روش ارتباط در طول سال‌ها تغییر کرده است.

she used a medio to express her feelings.

او از یک روش برای بیان احساسات خود استفاده کرد.

finding a medio for conflict resolution is essential.

پیدا کردن روشی برای حل اختلاف ضروری است.

they chose a medio that everyone could agree on.

آنها روشی را انتخاب کردند که همه با آن موافق بودند.

using a medio can enhance understanding among team members.

استفاده از یک روش می تواند درک متقابل را در بین اعضای تیم افزایش دهد.

the medio of education has evolved with technology.

روش آموزش با پیشرفت فناوری تکامل یافته است.

we need to find a medio for better collaboration.

ما باید یک روش برای همکاری بهتر پیدا کنیم.

he explained the medio behind his decision.

او دلیل پشت تصمیم خود را توضیح داد.

her approach provided a new medio for the discussion.

رویکرد او یک روش جدید برای بحث ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید