| جمع | megrims |
megrim headache
سردرد میگرنی
megrim symptoms
علائم میگرن
megrim attack
حمله میگرن
megrim relief
تسکین میگرن
megrim treatment
درمان میگرن
megrim episode
دور میگرن
megrim pain
درد میگرن
megrim triggers
عوامل تشدید کننده میگرن
megrim medication
داروی میگرن
megrim diagnosis
تشخیص میگرن
after a long day, i often experience a megrim.
بعد از یک روز طولانی، من اغلب دچار میگرن میشوم.
she took some medicine to relieve her megrim.
او برای تسکین میگرنش دارویی مصرف کرد.
his megrim was caused by stress and lack of sleep.
میگرن او ناشی از استرس و کمبود خواب بود.
megrim can often be a sign of dehydration.
میگرن اغلب میتواند نشانهای از کمآبی باشد.
she decided to see a doctor for her persistent megrim.
او تصمیم گرفت برای میگرن مداوم خود به پزشک مراجعه کند.
he tried to meditate to ease his megrim.
او سعی کرد با مدیتیشن میگرنش را تسکین دهد.
megrim can be debilitating and affect daily life.
میگرن میتواند ناتوانکننده باشد و بر زندگی روزمره تأثیر بگذارد.
she often gets a megrim after staring at the computer screen for too long.
او اغلب بعد از خیره شدن طولانی مدت به صفحه نمایش کامپیوتر دچار میگرن میشود.
a warm compress can help alleviate a megrim.
یک کمپرس گرم میتواند به تسکین میگرن کمک کند.
he learned to manage his megrim with lifestyle changes.
او یاد گرفت که میگرنش را با تغییرات سبک زندگی مدیریت کند.
megrim headache
سردرد میگرنی
megrim symptoms
علائم میگرن
megrim attack
حمله میگرن
megrim relief
تسکین میگرن
megrim treatment
درمان میگرن
megrim episode
دور میگرن
megrim pain
درد میگرن
megrim triggers
عوامل تشدید کننده میگرن
megrim medication
داروی میگرن
megrim diagnosis
تشخیص میگرن
after a long day, i often experience a megrim.
بعد از یک روز طولانی، من اغلب دچار میگرن میشوم.
she took some medicine to relieve her megrim.
او برای تسکین میگرنش دارویی مصرف کرد.
his megrim was caused by stress and lack of sleep.
میگرن او ناشی از استرس و کمبود خواب بود.
megrim can often be a sign of dehydration.
میگرن اغلب میتواند نشانهای از کمآبی باشد.
she decided to see a doctor for her persistent megrim.
او تصمیم گرفت برای میگرن مداوم خود به پزشک مراجعه کند.
he tried to meditate to ease his megrim.
او سعی کرد با مدیتیشن میگرنش را تسکین دهد.
megrim can be debilitating and affect daily life.
میگرن میتواند ناتوانکننده باشد و بر زندگی روزمره تأثیر بگذارد.
she often gets a megrim after staring at the computer screen for too long.
او اغلب بعد از خیره شدن طولانی مدت به صفحه نمایش کامپیوتر دچار میگرن میشود.
a warm compress can help alleviate a megrim.
یک کمپرس گرم میتواند به تسکین میگرن کمک کند.
he learned to manage his megrim with lifestyle changes.
او یاد گرفت که میگرنش را با تغییرات سبک زندگی مدیریت کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید