megrim

[ایالات متحده]/ˈmɛɡrɪm/
[بریتانیا]/ˈmɛɡrɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میگرن دوره‌ای؛ ملال؛ افسردگی؛ خیال؛ تصور عجیب؛ سرگیجه
Word Forms
جمعmegrims

عبارات و ترکیب‌ها

megrim headache

سردرد میگرنی

megrim symptoms

علائم میگرن

megrim attack

حمله میگرن

megrim relief

تسکین میگرن

megrim treatment

درمان میگرن

megrim episode

دور میگرن

megrim pain

درد میگرن

megrim triggers

عوامل تشدید کننده میگرن

megrim medication

داروی میگرن

megrim diagnosis

تشخیص میگرن

جملات نمونه

after a long day, i often experience a megrim.

بعد از یک روز طولانی، من اغلب دچار میگرن می‌شوم.

she took some medicine to relieve her megrim.

او برای تسکین میگرنش دارویی مصرف کرد.

his megrim was caused by stress and lack of sleep.

میگرن او ناشی از استرس و کمبود خواب بود.

megrim can often be a sign of dehydration.

میگرن اغلب می‌تواند نشانه‌ای از کم‌آبی باشد.

she decided to see a doctor for her persistent megrim.

او تصمیم گرفت برای میگرن مداوم خود به پزشک مراجعه کند.

he tried to meditate to ease his megrim.

او سعی کرد با مدیتیشن میگرنش را تسکین دهد.

megrim can be debilitating and affect daily life.

میگرن می‌تواند ناتوان‌کننده باشد و بر زندگی روزمره تأثیر بگذارد.

she often gets a megrim after staring at the computer screen for too long.

او اغلب بعد از خیره شدن طولانی مدت به صفحه نمایش کامپیوتر دچار میگرن می‌شود.

a warm compress can help alleviate a megrim.

یک کمپرس گرم می‌تواند به تسکین میگرن کمک کند.

he learned to manage his megrim with lifestyle changes.

او یاد گرفت که میگرنش را با تغییرات سبک زندگی مدیریت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید