melissa

[ایالات متحده]/mə'lisə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بادرنجبویه؛ ملایسا (نام مؤنث).
Word Forms
جمعmelissas

جملات نمونه

Melissa is a talented artist.

ملیسا یک هنرمند با استعداد است.

I met Melissa at the art gallery.

من ملیسا را در گالری هنری ملاقات کردم.

Melissa enjoys painting landscapes.

ملیسا از نقاشی مناظر لذت می برد.

Melissa's artwork is on display at the museum.

آثار هنری ملیسا در موزه به نمایش گذاشته شده است.

I admire Melissa's creativity.

من به خلاقیت ملیسا احترام می گذارم.

Melissa is known for her vibrant use of colors.

ملیسا به دلیل استفاده رنگارنگ از رنگ ها شناخته می شود.

Melissa's latest exhibition received rave reviews.

آخرین نمایشگاه ملیسا مورد استقبال بسیار خوبی قرار گرفت.

I bought a print of Melissa's painting for my living room.

من یک چاپ از نقاشی ملیسا را برای اتاق نشیمن خود خریدم.

Melissa's art studio is filled with natural light.

اتلیه هنری ملیسا پر از نور طبیعی است.

Melissa's passion for art is inspiring.

اشتیاق ملیسا به هنر الهام بخش است.

نمونه‌های واقعی

In the calm, cozy living room of her Salt Lake City home, Melissa Hartwig Urban is sitting pretty.

در اتاق نشیمن آرام و دنج خانه‌اش در Salt Lake City، ملینای هارتویگ اوربان در حال نشستن و خوش گذرانی است.

منبع: People Magazine

Melissa, Megan, start putting out the food.

ملیسا، مکان، شروع به چیدن غذا کنید.

منبع: Desperate Housewives Video Version Season 8

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید