mellowings

[ایالات متحده]/ˈmɛləʊɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɛloʊɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نرم شدن; فرآیند بلوغ

عبارات و ترکیب‌ها

mellowing effect

اثر ملایم‌کنندگی

mellowing mood

حالت ملایم

mellowing tones

لحن‌های ملایم

mellowing flavors

طعم‌های ملایم

mellowing out

آرام گرفتن

mellowing process

فرآیند ملایم‌سازی

mellowing moments

لحظات ملایم

mellowing vibes

فضای ملایم

mellowing experience

تجربه ملایم

mellowing influence

تاثیر ملایم‌کننده

جملات نمونه

the wine is mellowing nicely with age.

شراب با گذشت زمان به خوبی ملایم‌تر می‌شود.

his voice has a mellowing quality that is soothing.

صدای او دارای کیفیتی ملایم‌کننده و آرامش‌بخش است.

after a good night's sleep, her mood is mellowing.

بعد از یک شبخواب خوب، حال و هوای او در حال ملایم شدن است.

the sunlight is mellowing as it sets.

نور خورشید با غروبش ملایم‌تر می‌شود.

he enjoys the mellowing effects of meditation.

او از اثرات آرامش‌بخش مدیتیشن لذت می‌برد.

time has a way of mellowing old grudges.

زمان راهی برای ملایم کردن کینه‌های قدیمی دارد.

the music has a mellowing influence on the atmosphere.

موسیقی تأثیر ملایم‌کننده‌ای بر روی فضا دارد.

she finds that gardening is a mellowing hobby.

او متوجه می‌شود که باغبانی یک سرگرمی آرامش‌بخش است.

the mellowing of his anger surprised everyone.

ملایم شدن خشم او همه را شگفت‌زده کرد.

as the day goes on, the tension is mellowing.

با گذشت روز، تنش در حال کاهش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید