tapering off
کاهش تدریجی
tapering down
کاهش تدریجی
tapering glass
لیوان مخروطی
Nonproductive expenditures keep tapering down.
هزینههای غیرمولد همچنان در حال کاهش هستند.
Interest in the scandal seems to be tapering off.
به نظر میرسد علاقه به رسوایی در حال کاهش است.
in cross section the sailfish's body looks like a tapering spear.
در مقطع عرضی، بدن ماهیسرخ شبیه به یک نیزر با نوک باریک است.
Her foot pointed artfully toward tapering toes.
او به طرز ماهرانهای پاهایش را به سمت پنجههای باریک اشاره کرد.
Results The columnar trabeculae of the femoral heads in the aged people showed porotic, manifesting thinning, tapering and perforation.
نتایج: تراکههای ستونی سر فمور در افراد مسن متخلخل بود و نشان دهنده نازک شدن، باریک شدن و سوراخ شدن بود.
An Atlantic ribbonfish (Trachipterus arcticus) having a compressed, tapering, silvery body that can attain a length of 2.6 meters (8? feet).
یک ماهی نواری اطلس (Trachipterus arcticus) با بدنی فشرده، باریک و نقرهای که میتواند طول 2.6 متر (8 فوت) را به دست آورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید