melter

[ایالات متحده]/ˈmɛltə/
[بریتانیا]/ˈmɛltər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کوره یا دستگاهی که برای ذوب مواد استفاده می‌شود؛ کسی که کوره ذوب را اداره می‌کند؛ سازنده فولاد

عبارات و ترکیب‌ها

metal melter

ذوب فلز

glass melter

ذوب شیشه

scrap melter

ذوب ضایعات

furnace melter

ذوب در کوره

induction melter

ذوب القوی

batch melter

ذوب دسته ای

ceramic melter

ذوب سرامیک

electric melter

ذوب الکتریکی

iron melter

ذوب آهن

aluminum melter

ذوب آلومینیوم

جملات نمونه

the melter is used to process raw materials.

ملت برای فرآوری مواد خام استفاده می شود.

we need to adjust the temperature of the melter.

ما نیاز داریم دمای ملت را تنظیم کنیم.

the melter operates at high efficiency.

ملت با بازدهی بالا کار می کند.

safety precautions are essential when using the melter.

رعایت نکات ایمنی هنگام استفاده از ملت ضروری است.

the melter can handle various types of metals.

ملت می تواند انواع مختلف فلزات را مدیریت کند.

regular maintenance is required for the melter.

برای ملت نیاز به نگهداری منظم است.

the operator needs to monitor the melter closely.

اپراتور باید ملت را به دقت نظارت کند.

using a melter can improve production efficiency.

استفاده از ملت می تواند کارایی تولید را بهبود بخشد.

he is an expert in melter technology.

او یک متخصص در فناوری ملت است.

the new melter design reduces energy consumption.

طراحی جدید ملت مصرف انرژی را کاهش می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید