meltwaters

[ایالات متحده]/ˈmɛltˌwɔːtə/
[بریتانیا]/ˈmɛltˌwɔtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آب تولید شده توسط ذوب برف و یخ

عبارات و ترکیب‌ها

meltwater flow

جریان آب ذوب

meltwater runoff

آب‌روي ذوب

meltwater sources

منابع آب ذوب

meltwater rivers

رودخانه‌های آب ذوب

meltwater pools

استخرهای آب ذوب

meltwater impacts

اثرات آب ذوب

meltwater glaciers

گletchرهای آب ذوب

meltwater channels

کانال‌های آب ذوب

meltwater lakes

دریاچه‌های آب ذوب

meltwater contributions

سهم آب ذوب

جملات نمونه

the meltwater from the glacier flows into the river.

آب گداخته یخچال به رودخانه می‌ریزد.

meltwater is crucial for replenishing groundwater supplies.

آب گداخته برای تجدید منابع آب زیرزمینی حیاتی است.

scientists study meltwater to understand climate change.

دانشمندان آب گداخته را برای درک تغییرات آب و هوایی مطالعه می‌کنند.

the meltwater creates unique ecosystems in the valley.

آب گداخته اکوسیستم‌های منحصر به فردی را در دره ایجاد می‌کند.

many rivers rely on meltwater during the dry season.

بسیاری از رودخانه‌ها در طول فصل خشک به آب گداخته متکی هستند.

meltwater contributes to the formation of lakes.

آب گداخته به تشکیل دریاچه‌ها کمک می‌کند.

in spring, the meltwater rushes down the mountains.

در بهار، آب گداخته به سرعت از کوه‌ها پایین می‌آید.

the quality of meltwater can affect local wildlife.

کیفیت آب گداخته می‌تواند بر حیات وحش محلی تأثیر بگذارد.

farmers depend on meltwater for irrigation.

کشاورزان برای آبیاری به آب گداخته متکی هستند.

meltwater runoff can lead to flooding in low-lying areas.

آب گداخته حاصل از روان آب می‌تواند منجر به سیل در مناطق پست شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید