mendable

[ایالات متحده]/ˈmɛn.də.bəl/
[بریتانیا]/ˈmɛn.də.bəl/

ترجمه

adj. قابل تعمیر؛ قابل بهبود؛ قابل اصلاح

عبارات و ترکیب‌ها

mendable issue

مشکل قابل تعمیر

mendable relationship

رابطه قابل تعمیر

mendable problem

مشکل قابل حل

mendable error

خطای قابل رفع

mendable situation

شرایط قابل بهبود

mendable damage

آسیب قابل ترمیم

mendable wound

زخم قابل درمان

mendable fabric

پارچه قابل تعمیر

mendable heart

قلب ترمیم پذیر

mendable trust

اعتماد قابل بازسازی

جملات نمونه

the broken chair is mendable with some glue.

صندلی شکسته را می‌توان با کمی چسب تعمیر کرد.

his relationship with his brother is mendable if they communicate.

اگر با هم ارتباط برقرار کنند، رابطه او با برادرش قابل تعمیر است.

the torn book is mendable with careful handling.

می‌توان کتاب پاره را با مراقبت تعمیر کرد.

the car's engine issues are mendable with the right tools.

می‌توان مشکلات موتور خودرو را با ابزارهای مناسب تعمیر کرد.

her broken heart is mendable with time and love.

می‌توان قلب شکسته او را با گذشت زمان و عشق ترمیم کرد.

this policy is mendable if we make some adjustments.

اگر تعدیلاتی انجام دهیم، این سیاست قابل اصلاح است.

the damaged wall is mendable with some paint and plaster.

می‌توان دیوار آسیب‌دیده را با کمی رنگ و گچ تعمیر کرد.

his mistakes are mendable if he learns from them.

اگر از آنها درس بگیرد، اشتباهات او قابل اصلاح هستند.

the friendship is mendable after an honest conversation.

پس از یک مکالمه صادقانه، دوستی قابل ترمیم است.

the company's reputation is mendable with honest practices.

می‌توان اعتبار شرکت را با عمل صادقانه ترمیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید