mendable issue
مشکل قابل تعمیر
mendable relationship
رابطه قابل تعمیر
mendable problem
مشکل قابل حل
mendable error
خطای قابل رفع
mendable situation
شرایط قابل بهبود
mendable damage
آسیب قابل ترمیم
mendable wound
زخم قابل درمان
mendable fabric
پارچه قابل تعمیر
mendable heart
قلب ترمیم پذیر
mendable trust
اعتماد قابل بازسازی
the broken chair is mendable with some glue.
صندلی شکسته را میتوان با کمی چسب تعمیر کرد.
his relationship with his brother is mendable if they communicate.
اگر با هم ارتباط برقرار کنند، رابطه او با برادرش قابل تعمیر است.
the torn book is mendable with careful handling.
میتوان کتاب پاره را با مراقبت تعمیر کرد.
the car's engine issues are mendable with the right tools.
میتوان مشکلات موتور خودرو را با ابزارهای مناسب تعمیر کرد.
her broken heart is mendable with time and love.
میتوان قلب شکسته او را با گذشت زمان و عشق ترمیم کرد.
this policy is mendable if we make some adjustments.
اگر تعدیلاتی انجام دهیم، این سیاست قابل اصلاح است.
the damaged wall is mendable with some paint and plaster.
میتوان دیوار آسیبدیده را با کمی رنگ و گچ تعمیر کرد.
his mistakes are mendable if he learns from them.
اگر از آنها درس بگیرد، اشتباهات او قابل اصلاح هستند.
the friendship is mendable after an honest conversation.
پس از یک مکالمه صادقانه، دوستی قابل ترمیم است.
the company's reputation is mendable with honest practices.
میتوان اعتبار شرکت را با عمل صادقانه ترمیم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید