mentionable

[ایالات متحده]/ˈmɛnʃənəbl/
[بریتانیا]/ˈmɛnʃənəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل ذکر; شایسته ذکر

عبارات و ترکیب‌ها

mentionable topic

موضوع قابل ذکر

mentionable detail

جزئیات قابل ذکر

mentionable issue

مشکل قابل ذکر

mentionable fact

واقعیت قابل ذکر

mentionable point

نکته قابل ذکر

mentionable source

منبع قابل ذکر

mentionable event

رویداد قابل ذکر

mentionable achievement

دستاوردهای قابل ذکر

mentionable person

شخص قابل ذکر

mentionable experience

تجربه قابل ذکر

جملات نمونه

there are several mentionable achievements in her career.

چند دستاورد قابل توجه وجود دارد در طول دوران حرفه‌ای او.

his mentionable contributions to the project were recognized.

مشارکت‌های قابل توجه او در پروژه مورد توجه قرار گرفت.

only mentionable details were shared during the meeting.

فقط جزئیات قابل ذکر در طول جلسه به اشتراک گذاشته شد.

there are a few mentionable points to consider before deciding.

چند نکته قابل توجه وجود دارد که قبل از تصمیم‌گیری باید در نظر گرفته شوند.

she has a mentionable talent for music.

او استعداد قابل توجهی در موسیقی دارد.

his mentionable skills in negotiation helped close the deal.

مهارت‌های قابل توجه او در مذاکره به بستن قرارداد کمک کرد.

there are few mentionable incidents that changed the course of history.

چند حادثه قابل ذکر وجود دارد که روند تاریخ را تغییر داد.

she mentioned a few mentionable authors during the lecture.

او چند نویسنده قابل ذکر را در طول سخنرانی ذکر کرد.

his mentionable experiences abroad enriched his perspective.

تجربیات قابل توجه او در خارج از کشور دیدگاه او را غنی کرد.

there are mentionable differences between the two proposals.

تفاوت‌های قابل توجهی بین دو پیشنهاد وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید