mentionable topic
موضوع قابل ذکر
mentionable detail
جزئیات قابل ذکر
mentionable issue
مشکل قابل ذکر
mentionable fact
واقعیت قابل ذکر
mentionable point
نکته قابل ذکر
mentionable source
منبع قابل ذکر
mentionable event
رویداد قابل ذکر
mentionable achievement
دستاوردهای قابل ذکر
mentionable person
شخص قابل ذکر
mentionable experience
تجربه قابل ذکر
there are several mentionable achievements in her career.
چند دستاورد قابل توجه وجود دارد در طول دوران حرفهای او.
his mentionable contributions to the project were recognized.
مشارکتهای قابل توجه او در پروژه مورد توجه قرار گرفت.
only mentionable details were shared during the meeting.
فقط جزئیات قابل ذکر در طول جلسه به اشتراک گذاشته شد.
there are a few mentionable points to consider before deciding.
چند نکته قابل توجه وجود دارد که قبل از تصمیمگیری باید در نظر گرفته شوند.
she has a mentionable talent for music.
او استعداد قابل توجهی در موسیقی دارد.
his mentionable skills in negotiation helped close the deal.
مهارتهای قابل توجه او در مذاکره به بستن قرارداد کمک کرد.
there are few mentionable incidents that changed the course of history.
چند حادثه قابل ذکر وجود دارد که روند تاریخ را تغییر داد.
she mentioned a few mentionable authors during the lecture.
او چند نویسنده قابل ذکر را در طول سخنرانی ذکر کرد.
his mentionable experiences abroad enriched his perspective.
تجربیات قابل توجه او در خارج از کشور دیدگاه او را غنی کرد.
there are mentionable differences between the two proposals.
تفاوتهای قابل توجهی بین دو پیشنهاد وجود دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید