| جمع | mentioners |
first mentioner
اولین ذکر کننده
the mentioner
ذکر کننده
original mentioner
ذکر کننده اصلی
frequent mentioner
ذکر کننده متکرر
honorable mentioner
ذکر کننده مورد تقدیر
specific mentioner
ذکر کننده خاص
an mentioner
یک ذکر کننده
said mentioner
ذکر کننده گفته شده
unnamed mentioner
ذکر کننده نامعلوم
that mentioner
آن ذکر کننده
the mentioner accidentally revealed the secret.
گوینده به طور غلط راز را فاش کرد.
she was the first mentioner of the new policy.
او اولین کسی بود که قانون جدید را ذکر کرد.
the anonymous mentioner left no trace of identity.
گوینده ناشناسی ردی از هویت گذاشته نکرد.
a careless mentioner caused confusion in the meeting.
گوینده غفلتگر در جلسه سبب ایجاد سردرگمی شد.
the frequent mentioner of her name became annoying.
گوینده متکرر نام او به طور مکرر مزاحم شد.
he is a notable mentioner in the industry.
او یک گوینده مشهور در صنعت است.
the original mentioner clarified the misunderstanding.
گوینده اولیه سوءتفاهم را روشن کرد.
a casual mentioner sparked a heated debate.
گوینده غیررسمی یک بحث گرم را آغاز کرد.
the inadvertent mentioner apologized immediately.
گوینده غلط به طور فوری عذرخواهی کرد.
the silent mentioner observed everything quietly.
گوینده خاموش هر چیز را به آرامی مشاهده کرد.
a well-known mentioner shared valuable insights.
یک گوینده معروف نکات ارزشمندی را به اشتراک گذاشت.
the hasty mentioner retracted the statement later.
گوینده عجلهانه پس از آن، اظهار نظر خود را پس گرفت.
first mentioner
اولین ذکر کننده
the mentioner
ذکر کننده
original mentioner
ذکر کننده اصلی
frequent mentioner
ذکر کننده متکرر
honorable mentioner
ذکر کننده مورد تقدیر
specific mentioner
ذکر کننده خاص
an mentioner
یک ذکر کننده
said mentioner
ذکر کننده گفته شده
unnamed mentioner
ذکر کننده نامعلوم
that mentioner
آن ذکر کننده
the mentioner accidentally revealed the secret.
گوینده به طور غلط راز را فاش کرد.
she was the first mentioner of the new policy.
او اولین کسی بود که قانون جدید را ذکر کرد.
the anonymous mentioner left no trace of identity.
گوینده ناشناسی ردی از هویت گذاشته نکرد.
a careless mentioner caused confusion in the meeting.
گوینده غفلتگر در جلسه سبب ایجاد سردرگمی شد.
the frequent mentioner of her name became annoying.
گوینده متکرر نام او به طور مکرر مزاحم شد.
he is a notable mentioner in the industry.
او یک گوینده مشهور در صنعت است.
the original mentioner clarified the misunderstanding.
گوینده اولیه سوءتفاهم را روشن کرد.
a casual mentioner sparked a heated debate.
گوینده غیررسمی یک بحث گرم را آغاز کرد.
the inadvertent mentioner apologized immediately.
گوینده غلط به طور فوری عذرخواهی کرد.
the silent mentioner observed everything quietly.
گوینده خاموش هر چیز را به آرامی مشاهده کرد.
a well-known mentioner shared valuable insights.
یک گوینده معروف نکات ارزشمندی را به اشتراک گذاشت.
the hasty mentioner retracted the statement later.
گوینده عجلهانه پس از آن، اظهار نظر خود را پس گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید