meriting

[ایالات متحده]/ˈmɛrɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɛrɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سزاوار یا شایسته چیزی؛ دریافت پاداش یا مجازات به دلیل اعمال شخص؛ انباشتن فضیلت از طریق اعمال نیک

عبارات و ترکیب‌ها

meriting attention

شایسته توجه

meriting consideration

شایسته بررسی

meriting praise

شایسته تحسین

meriting respect

شایسته احترام

meriting recognition

شایسته شناخت

meriting reward

شایسته پاداش

meriting support

شایسته حمایت

meriting effort

شایسته تلاش

meriting review

شایسته بازبینی

meriting feedback

شایسته بازخورد

جملات نمونه

her dedication to the project is meriting recognition.

تعهد او به پروژه شایسته تقدیر است.

the team's efforts are meriting a commendation from the board.

تلاش‌های تیم شایسته تشکر از هیئت مدیره است.

his research is meriting attention in the scientific community.

تحقیقات او شایسته توجه در جامعه علمی است.

she has done work meriting a promotion.

او کارهایی انجام داده که شایسته ترفیع است.

the artist's latest exhibition is meriting rave reviews.

آخرین نمایشگاه هنرمند شایسته تحسین منتقدان است.

her contributions to the charity are meriting special mention.

کمک‌های او به خیریه شایسته اشاره ویژه است.

the novel is meriting a place on the bestseller list.

رمان شایسته قرار گرفتن در لیست پرفروش‌ترین‌ها است.

his bravery in the face of danger is meriting admiration.

شجاعت او در برابر خطر شایسته تحسین است.

the findings are meriting further investigation.

نتایج شایسته بررسی بیشتر هستند.

her performance is meriting applause from the audience.

اجرای او شایسته تشویق از سوی مخاطبان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید