messmate buddy
همدم
messmate friend
دوست
messmate crew
خدمه
messmate support
حمایت
messmate team
تیم
messmate relationship
ارتباط
messmate duties
وظایف
messmate bond
پیوند
messmate experience
تجربه
messmate role
نقش
my messmate always helps me with my homework.
همخونهام همیشه در انجام تکالیفم به من کمک میکند.
we shared a room in college as messmates.
ما به عنوان همخونه در دانشگاه یک اتاق مشترک داشتیم.
it's great to have a messmate who shares similar interests.
داشتن یک همخونه که علایق مشابهی دارد عالی است.
my messmate cooked dinner for us last night.
همخونهام شب گذشته برای ما شام پخت.
we often study together as messmates.
ما اغلب به عنوان همخونه با هم درس میخوانیم.
being messmates helped us build a strong friendship.
همخونه بودن به ما کمک کرد تا یک دوستی قوی ایجاد کنیم.
my messmate is always up for a game of chess.
همخونهام همیشه برای یک بازی شطرنج آماده است.
we have a messmate agreement to keep our room clean.
ما یک توافقنامه همخونه داریم تا اتاقمان را تمیز نگه داریم.
my messmate introduced me to new music.
همخونهام موسیقی جدید را به من معرفی کرد.
as messmates, we support each other in tough times.
به عنوان همخونه، ما در زمانهای سخت از یکدیگر حمایت میکنیم.
messmate buddy
همدم
messmate friend
دوست
messmate crew
خدمه
messmate support
حمایت
messmate team
تیم
messmate relationship
ارتباط
messmate duties
وظایف
messmate bond
پیوند
messmate experience
تجربه
messmate role
نقش
my messmate always helps me with my homework.
همخونهام همیشه در انجام تکالیفم به من کمک میکند.
we shared a room in college as messmates.
ما به عنوان همخونه در دانشگاه یک اتاق مشترک داشتیم.
it's great to have a messmate who shares similar interests.
داشتن یک همخونه که علایق مشابهی دارد عالی است.
my messmate cooked dinner for us last night.
همخونهام شب گذشته برای ما شام پخت.
we often study together as messmates.
ما اغلب به عنوان همخونه با هم درس میخوانیم.
being messmates helped us build a strong friendship.
همخونه بودن به ما کمک کرد تا یک دوستی قوی ایجاد کنیم.
my messmate is always up for a game of chess.
همخونهام همیشه برای یک بازی شطرنج آماده است.
we have a messmate agreement to keep our room clean.
ما یک توافقنامه همخونه داریم تا اتاقمان را تمیز نگه داریم.
my messmate introduced me to new music.
همخونهام موسیقی جدید را به من معرفی کرد.
as messmates, we support each other in tough times.
به عنوان همخونه، ما در زمانهای سخت از یکدیگر حمایت میکنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید