meta

[ایالات متحده]/ˈmɛtə/
[بریتانیا]/ˈmɛtə/

ترجمه

adj. صفتی که یک مفهوم را نشان می‌دهد که از یک مفهوم دیگر مجرد شده است
prep. نشان دهنده یک موقعیت پشت یا فراتر از

عبارات و ترکیب‌ها

meta data

داده‌های متا

meta tags

برچسب‌های متا

meta info

اطلاعات متا

meta level

سطح متا

meta analysis

تحلیل متا

meta knowledge

دانش متا

meta model

مدل متا

meta program

برنامه متا

meta language

زبان متا

meta search

جستجوی متا

جملات نمونه

that's a pretty meta joke, considering it's about jokes.

این یک جوخه بسیار متو است، چون در مورد جوخه‌هاست.

she's always talking about meta-cognition and self-awareness.

او همیشه در مورد متو-فکری و خودآگاهی صحبت می‌کند.

the movie was so meta, it even commented on its own plot.

فیلم آنقدر متو بود که حتی در مورد داستان خود کامنت گذاشت.

he's writing a meta-narrative about his own life.

او در حال نوشتن یک داستان متو در مورد زندگی خودش است.

this game has some really interesting meta-elements.

این بازی برخی عناصر متو جالب دارد.

the author uses metafiction to blur the lines between reality and fiction.

نویسنده از متفیکشن برای گیروی خط میان واقعیت و فانتزی استفاده می‌کند.

it's a bit meta to analyze a work of art about analysis.

تحلیل یک اثر هنری در مورد تحلیل، چندان متو نیست.

the artist is known for his use of meta-humor in his paintings.

هنرمند به خاطر استفاده از جوخه‌های متو در نقاشی‌هایش معروف است.

they're having a meta discussion about the nature of reality.

آنها در مورد طبیعت واقعیت یک بحث متو دارند.

he created a meta-language to describe his complex theories.

او یک زبان متو را برای توصیف نظریه‌های پیچیده‌اش ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید