superordinate

[ایالات متحده]/ˌs(j)uːpər'ɔːdɪnət/
[بریتانیا]/ˌsupɚ'ɔrdɪnət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بالاتر در رتبه یا موقعیت

جملات نمونه

senior staff's superordinate position.

موقعیت برتر کارکنان ارشد.

It does not derive from any superordinate conceptual rationale.

این از هیچ دلیل مفهومی برتر نشأت نمی‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید