metabolizing

[ایالات متحده]/mɪˈtæb.əl.aɪ.zɪŋ/
[بریتانیا]/məˈtæb.ə.laɪ.zɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرآیند تبدیل غذا به انرژی

عبارات و ترکیب‌ها

metabolizing energy

تبدیل انرژی

metabolizing nutrients

تبدیل مواد مغذی

metabolizing fats

تبدیل چربی‌ها

metabolizing glucose

تبدیل گلوکز

metabolizing proteins

تبدیل پروتئین‌ها

metabolizing carbohydrates

تبدیل کربوهیدرات‌ها

metabolizing alcohol

تبدیل الکل

metabolizing drugs

تبدیل داروها

metabolizing waste

تبدیل زباله

metabolizing toxins

تبدیل سموم

جملات نمونه

the body is metabolizing nutrients efficiently.

بدن به طور کارآمد مواد مغذی را متابولیزه می‌کند.

metabolizing food is essential for energy production.

متابولیزه کردن غذا برای تولید انرژی ضروری است.

different people metabolizing alcohol at different rates.

افراد مختلف الکل را با سرعت‌های متفاوت متابولیزه می‌کنند.

metabolizing fats can lead to weight loss.

متابولیزه کردن چربی‌ها می‌تواند منجر به کاهش وزن شود.

exercise helps in metabolizing carbohydrates.

ورزش به متابولیزه کردن کربوهیدرات‌ها کمک می‌کند.

some medications affect how the body is metabolizing drugs.

برخی داروها بر نحوه متابولیزه کردن داروها توسط بدن تأثیر می‌گذارند.

metabolizing proteins is crucial for muscle repair.

متابولیزه کردن پروتئین‌ها برای ترمیم عضلات بسیار مهم است.

age can influence how effectively we are metabolizing food.

سن می‌تواند بر نحوه متابولیزه کردن غذا به طور مؤثر تأثیر بگذارد.

metabolizing sugars can impact blood sugar levels.

متابولیزه کردن قندها می‌تواند بر سطح قند خون تأثیر بگذارد.

some diets focus on optimizing the process of metabolizing.

برخی از رژیم‌ها بر بهینه‌سازی فرآیند متابولیزه کردن تمرکز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید