metaphysic

[ایالات متحده]/metə'fɪzɪk/
[بریتانیا]/ˌmɛtə'fɪzɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه ماهیت بنیادی واقعیت و وجود؛ یک سیستم تفکر فلسفی.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

metaphysical philosophy

فلسفه متافیزیکی

metaphysical theory

نظریه متافیزیکی

metaphysical inquiry

تحقیقات متافیزیکی

metaphysical concepts

مفاهیم متافیزیکی

جملات نمونه

the metaphysics of law.

متافیزیک قانون

a belief in luck, the metaphysic of the gambler.

باور به شانس، متافیزیک یک قمارباز.

in his work, politics and metaphysics collide.

در آثار او، سیاست و متافیزیک با هم تلاقی می‌کنند.

Metaphysics is part and parcel of the idealist world outlook.

متافیزیک بخشی جدایی‌ناپذیر از جهان‌بینی ایده‌آلیستی است.

Coherent with his metaphysics is his idea at survival clearance, which deepens self consciousness in both atomology and monadism from the angle at survival philosophy.

همسو با متافیزیک او، ایده او در پاک‌سازی بقا، که خودآگاهی را هم در اتم‌شناسی و هم در مونادیسم از منظر فلسفه بقا عمیق‌تر می‌کند.

explore the metaphysical realm

کاوش در قلمرو متافیزیکی

delve into metaphysical philosophy

ورود به فلسفه متافیزیکی

نمونه‌های واقعی

And it had no truck with metaphysics of any kind.

و هیچ ارتباطی با متافیزیک از هر نوع نداشت.

منبع: Literature

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید