metier

[ایالات متحده]/ˈmɛtieɪ/
[بریتانیا]/ˈmɛtiˌeɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حرفه یا شغل; تخصص یا مهارت; یک ماشین ریسندگی خشک چندمنظوره
Word Forms
جمعmetiers

عبارات و ترکیب‌ها

my metier

حرفه من

his metier

حرفه او

artistic metier

هنری

professional metier

حرفه ای

metier choice

انتخاب حرفه

metier skills

مهارت های حرفه ای

metier training

آموزش حرفه ای

metier expertise

تخصص حرفه ای

metier development

توسعه حرفه

metier knowledge

دانش حرفه ای

جملات نمونه

his metier is painting, and he excels at it.

حرفه او نقاشی است و در آن سرآمد است.

she found her metier in graphic design.

او حرفه خود را در طراحی گرافیک یافت.

teaching is not just a job; it’s her metier.

آموزش فقط یک شغل نیست؛ بلکه حرفه اوست.

he has a natural metier for music.

او به طور طبیعی برای موسیقی استعداد دارد.

finding your metier can lead to a fulfilling career.

پیدا کردن حرفه خود می‌تواند منجر به یک شغل رضایت‌بخش شود.

her metier involves a lot of creativity and innovation.

حرفه او شامل خلاقیت و نوآوری زیادی است.

he dedicated his life to mastering his metier.

او زندگی خود را وقف تسلط بر حرفه خود کرد.

in her metier, attention to detail is crucial.

در حرفه او، توجه به جزئیات بسیار مهم است.

his metier requires both skill and passion.

حرفه او هم به مهارت و هم به اشتیاق نیاز دارد.

she is well-respected in her metier.

او در حرفه خود بسیار مورد احترام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید