mewled

[ایالات متحده]/mjuːl/
[بریتانیا]/mjuːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به آرامی یا با ناله گریه کردن؛ به ناله یا زاری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

mewl softly

ناله ملایم

mewl in pain

ناله از درد

mewl for attention

ناله برای جلب توجه

mewl quietly

ناله به آرامی

mewl in distress

ناله در حالت پریشانی

mewl for help

ناله برای کمک

mewl with fear

ناله با ترس

mewl weakly

ناله ضعیف

جملات نمونه

the kitten began to mewl for its mother.

گربه کوچک شروع به ناله کردن برای مادرش کرد.

she could hear the baby mewl softly in the crib.

او می توانست صدای ناله آرام نوزاد را در گهواره بشنود.

the lost puppy mewled until someone found it.

سگ گم شده تا زمانی که کسی آن را پیدا کرد، ناله می کرد.

when scared, the kitten would mewl loudly.

وقتی ترسیده می شد، گربه کوچک با صدای بلند ناله می کرد.

he tried to comfort the mewling child.

او سعی کرد کودک ناله کننده را آرام کند.

the mother cat responded to her mewling kittens.

گربه مادر به ناله بچه گربه هایش پاسخ داد.

as the storm approached, the dog started to mewl.

همانطور که طوفان نزدیک می شد، سگ شروع به ناله کرد.

she found it hard to concentrate with the baby mewling.

او در حالی که نوزاد ناله می کرد، تمرکز کردن را دشوار می یافت.

the sound of mewling filled the room.

صدای ناله اتاق را پر کرد.

he couldn't ignore the mewling coming from the alley.

او نمی توانست ناله ای که از کوچه می آمد را نادیده بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید