mewl softly
ناله ملایم
mewl in pain
ناله از درد
mewl for attention
ناله برای جلب توجه
mewl quietly
ناله به آرامی
mewl in distress
ناله در حالت پریشانی
mewl for help
ناله برای کمک
mewl with fear
ناله با ترس
mewl weakly
ناله ضعیف
the kitten began to mewl for its mother.
گربه کوچک شروع به ناله کردن برای مادرش کرد.
she could hear the baby mewl softly in the crib.
او می توانست صدای ناله آرام نوزاد را در گهواره بشنود.
the lost puppy mewled until someone found it.
سگ گم شده تا زمانی که کسی آن را پیدا کرد، ناله می کرد.
when scared, the kitten would mewl loudly.
وقتی ترسیده می شد، گربه کوچک با صدای بلند ناله می کرد.
he tried to comfort the mewling child.
او سعی کرد کودک ناله کننده را آرام کند.
the mother cat responded to her mewling kittens.
گربه مادر به ناله بچه گربه هایش پاسخ داد.
as the storm approached, the dog started to mewl.
همانطور که طوفان نزدیک می شد، سگ شروع به ناله کرد.
she found it hard to concentrate with the baby mewling.
او در حالی که نوزاد ناله می کرد، تمرکز کردن را دشوار می یافت.
the sound of mewling filled the room.
صدای ناله اتاق را پر کرد.
he couldn't ignore the mewling coming from the alley.
او نمی توانست ناله ای که از کوچه می آمد را نادیده بگیرد.
mewl softly
ناله ملایم
mewl in pain
ناله از درد
mewl for attention
ناله برای جلب توجه
mewl quietly
ناله به آرامی
mewl in distress
ناله در حالت پریشانی
mewl for help
ناله برای کمک
mewl with fear
ناله با ترس
mewl weakly
ناله ضعیف
the kitten began to mewl for its mother.
گربه کوچک شروع به ناله کردن برای مادرش کرد.
she could hear the baby mewl softly in the crib.
او می توانست صدای ناله آرام نوزاد را در گهواره بشنود.
the lost puppy mewled until someone found it.
سگ گم شده تا زمانی که کسی آن را پیدا کرد، ناله می کرد.
when scared, the kitten would mewl loudly.
وقتی ترسیده می شد، گربه کوچک با صدای بلند ناله می کرد.
he tried to comfort the mewling child.
او سعی کرد کودک ناله کننده را آرام کند.
the mother cat responded to her mewling kittens.
گربه مادر به ناله بچه گربه هایش پاسخ داد.
as the storm approached, the dog started to mewl.
همانطور که طوفان نزدیک می شد، سگ شروع به ناله کرد.
she found it hard to concentrate with the baby mewling.
او در حالی که نوزاد ناله می کرد، تمرکز کردن را دشوار می یافت.
the sound of mewling filled the room.
صدای ناله اتاق را پر کرد.
he couldn't ignore the mewling coming from the alley.
او نمی توانست ناله ای که از کوچه می آمد را نادیده بگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید