microbar

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊbɑː/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊbɑːr/

ترجمه

n. یک واحد فشار برابر با یک میلیونم بار
Word Forms
جمعmicrobars

عبارات و ترکیب‌ها

microbar setup

راه‌اندازی میکروبار

microbar design

طراحی میکروبار

microbar concept

ایده میکروبار

microbar menu

منوی میکروبار

microbar experience

تجربه میکروبار

microbar owner

صاحب میکروبار

microbar cocktail

کوکتل میکروبار

microbar equipment

تجهیزات میکروبار

microbar style

سبک میکروبار

microbar location

موقعیت میکروبار

جملات نمونه

the hotel features a microbar in each room.

هتل دارای یک مینی بار در هر اتاق است.

she enjoys mixing drinks at the microbar.

او از مخلوط کردن نوشیدنی ها در مینی بار لذت می برد.

the microbar offers a selection of local wines.

مینی بار مجموعه ای از شراب های محلی ارائه می دهد.

he stocked the microbar with his favorite snacks.

او مینی بار را با میان وعده های مورد علاقه خود پر کرد.

they installed a microbar for convenience.

آنها برای راحتی یک مینی بار نصب کردند.

the microbar was a hit during the party.

مینی بار در طول مهمانی بسیار محبوب بود.

she designed the microbar to fit the room's aesthetic.

او مینی بار را طوری طراحی کرد که با زیبایی شناسی اتاق مطابقت داشته باشد.

he prefers a well-stocked microbar at home.

او ترجیح می دهد یک مینی بار پر شده در خانه داشته باشد.

the microbar has a variety of spirits available.

مینی بار دارای انواع مختلفی از مشروبات الکلی است.

she added a microbar to her office for after-hours relaxation.

او یک مینی بار به دفتر خود برای استراحت بعد از ساعات کاری اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید