microdot

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊdɒt/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊdɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عکس یا تصویر بسیار کوچک؛ یک ذره کوچک از یک داروی روانگردان؛ یک کپی کوچک شده از یک سند
adj. مربوط به اندازه بسیار کوچک
Word Forms
جمعmicrodots

عبارات و ترکیب‌ها

microdot technology

فناوری میکردوت

microdot printing

چاپ میکردوت

microdot security

امنیت میکردوت

microdot data

داده میکردوت

microdot system

سیستم میکردوت

microdot application

کاربرد میکردوت

microdot identification

شناسایی میکردوت

microdot marking

علامت گذاری میکردوت

microdot encoding

رمزگذاری میکردوت

جملات نمونه

she discovered a microdot hidden in the book.

او یک میکرادوت پنهان در کتاب کشف کرد.

the spy used a microdot to transmit secret information.

جاسوس از یک میکرادوت برای ارسال اطلاعات محرمانه استفاده کرد.

microdots can store a significant amount of data.

میکرادوت ها می توانند مقدار قابل توجهی از داده ها را ذخیره کنند.

he learned how to create a microdot for his project.

او یاد گرفت که چگونه یک میکرادوت برای پروژه خود ایجاد کند.

the microdot was barely visible to the naked eye.

میکرادوت به سختی با چشم غیرمسلح قابل مشاهده بود.

using a microdot is an effective way to conceal messages.

استفاده از میکرادوت راهی موثر برای پنهان کردن پیام ها است.

she carefully examined the microdot under a microscope.

او میکرادوت را با دقت زیر میکروسکوپ بررسی کرد.

the technology behind microdots is fascinating.

فناوری پشت میکرادوت ها جذاب است.

he found a microdot in an old photograph.

او یک میکرادوت در یک عکس قدیمی پیدا کرد.

microdots are often used in espionage activities.

میکرادوت ها اغلب در فعالیت های جاسوسی استفاده می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید