dot matrix
نقطهنمای
dot product
حاصل ضرب نقطهای
black dot
نقطه سیاه
red dot sight
دیدهبان نقطهای قرمز
dot com
dot com
digital dot
نقطه دیجیتال
on the dot
دقیقاً
dot with
نقطهای با
quantum dot
نقطه کوانتومی
the year dot
نقطه سال
polka dot
نقطهچین
dot size
اندازه نقطه
dot matrix printer
پرینتر نقطهنمای
dot pattern
الگوی نقطه
a dot matrix display board.
صفحه نمایش نقطهای ماتریس
a slow dot-matrix printer.
یک چاپگر نقطهای کند
a dot-com brokerage firm.
یک شرکت کارگزاری داتکام
navy with ecru dot;antra with white dot;cacoa;gustard;
تاریک با نقطه کرم؛آنترا با نقطه سفید؛کاکائو؛گوستارد
churches dot the countryside.
کلیساهای روستا را با نقاط تزئین کردهاند.
you need to dot the i.
شما باید i را نقطه گذاری کنید.
Join the dots up to complete the drawing.
نقاط را به هم متصل کنید تا نقاشی کامل شود.
There is a dot between 6 and 0.
بین 6 و 0 یک نقطه وجود دارد.
In contrast, there were three kinds of flyspeck: black dot, brown dot and micro-dot.
در مقابل، سه نوع نقطه سیاه وجود داشت: نقطه سیاه، نقطه قهوهای و میکرو-نقطه.
a jazzy design of dots and lines
یک طرح جذاب از نقاط و خطوط
he bent and kissed Dot on her forehead.
او خم شد و دات را در پیشانیاش بوسید.
wet spots of rain began to dot his shirt.
لکه های خیس باران شروع به تزئین پیراهنش کردند.
he arrived on the dot at nine o'clock.
او دقیقاً در ساعت نه رسید.
she doted on her two young children.
او به شدت به دو فرزند کوچک خود علاقه داشت.
She dotes on her youngest son.
او به شدت به پسر جوان ترش علاقه دارد.
She arrived on the dot of 6.00.
او دقیقاً ساعت 6:00 رسید.
Dot teethe when be the most painstaking? ?
دات دندان می دهد چه زمانی سخت ترین خواهد بود؟ ؟
The line is a dot to you!
خط برای شما یک نقطه است!
منبع: Friends Season 6The colon is two dots, one over the other.
نقطه عطف دو نقطه است، یکی روی دیگری.
منبع: VOA Slow English - Word StoriesAnother way of expressing that is five o'clock on the dot, " dot."
یکی دیگر از روشهای بیان آن ساعت پنج دقیق است، " نقطه ".
منبع: Lucy’s Day in ESLEmail Edd. That's E double D at yahoo dot co dot uk.
ایمیل اد. این E دو D در یاهو نقطه co نقطه uk است.
منبع: Hear EnglandShe has a dot next to her mouth.
او یک نقطه در کنار دهانش دارد.
منبع: American Family Universal Parent-Child EnglishThey will gaze up and strain to find the blue dot in their skies.
آنها به بالا نگاه می کنند و تلاش می کنند تا نقطه آبی را در آسمان خود پیدا کنند.
منبع: Celebrity Speech CompilationThe first story is about connecting the dots.
داستان اول درباره اتصال نقاط است.
منبع: Celebrity Speech CompilationIt's one little dot of your image.
این یک نقطه کوچک از تصویر شماست.
منبع: Listening DigestAnd then came the dot com boom.
و سپس ظهور dot com آغاز شد.
منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual SelectionHere is Earth as a pale blue dot.
اینجا زمین به عنوان یک نقطه آبی کم رنگ است.
منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilationلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید