micromole

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊməʊl/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊmoʊl/

ترجمه

n. یک واحد اندازه‌گیری برابر با یک میلیونم مول
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

micromole concentration

غلظت میکرومول

micromole measurement

اندازه‌گیری میکرومول

micromole level

سطح میکرومول

micromole sample

نمونه میکرومول

micromole solution

محلول میکرومول

micromole assay

آزمایش میکرومول

micromole analysis

تجزیه و تحلیل میکرومول

micromole unit

واحد میکرومول

micromole quantity

مقدار میکرومول

micromole standard

استاندارد میکرومول

جملات نمونه

the concentration of the solution is measured in micromoles.

غلظت محلول به میکرو مول اندازه‌گیری می‌شود.

researchers found a significant increase in micromole levels.

محققان افزایش قابل توجهی در سطح میکرو مول مشاهده کردند.

the micromole is a unit used in chemistry.

میکرو مول واحدی است که در شیمی استفاده می‌شود.

we need to calculate the micromoles of the reactant.

ما باید میکرو مول واکنشگر را محاسبه کنیم.

one micromole is equal to one millionth of a mole.

یک میکرو مول برابر با یک میلیونم مول است.

micromole measurements are crucial in biochemical experiments.

اندازه‌گیری‌های میکرو مول در آزمایش‌های بیوشیمیایی بسیار مهم هستند.

she prepared a solution with a micromole concentration.

او محلولی با غلظت میکرو مول تهیه کرد.

micromoles of the substance were detected in the sample.

میکرو مول ماده در نمونه تشخیص داده شد.

understanding micromole calculations is essential for lab work.

درک محاسبات میکرو مول برای کار آزمایشگاهی ضروری است.

the lab reported micromole values for various compounds.

آزمایشگاه مقادیر میکرو مول برای ترکیبات مختلف گزارش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید