microstate

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊsteɪt/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊsteɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دولت بسیار کوچک با حاکمیت، اغلب با جمعیت و مساحت زمین ناچیز
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

microstate governance

حاکمیت ایالت کوچک

microstate economy

اقتصاد ایالت کوچک

microstate status

وضعیت ایالت کوچک

microstate development

توسعه ایالت کوچک

microstate diplomacy

دیپلماسی ایالت کوچک

microstate identity

هویت ایالت کوچک

microstate culture

فرهنگ ایالت کوچک

microstate challenges

چالش‌های ایالت کوچک

microstate tourism

گردشگری ایالت کوچک

microstate population

جمعیت ایالت کوچک

جملات نمونه

the microstate has a unique culture and history.

ایالت میکرونی دارای فرهنگ و تاریخچه منحصر به فردی است.

many microstates rely on tourism for their economy.

بسیاری از ایالت های میکرونی برای اقتصاد خود به گردشگری متکی هستند.

microstates often face challenges in international relations.

ایالت های میکرونی اغلب با چالش ها در روابط بین المللی روبرو هستند.

the concept of a microstate is fascinating to study.

مفهوم یک ایالت میکرونی برای مطالعه بسیار جذاب است.

some microstates have their own currencies.

برخی از ایالت های میکرونی ارزهای خاص خود را دارند.

microstates can be found in various regions of the world.

ایالت های میکرونی را می توان در مناطق مختلف جهان یافت.

living in a microstate can offer a different lifestyle.

زندگی در یک ایالت میکرونی می تواند یک سبک زندگی متفاوت ارائه دهد.

microstates often have limited resources.

ایالت های میکرونی اغلب منابع محدودی دارند.

diplomatic recognition is crucial for microstates.

شناخت دیپلماتیک برای ایالت های میکرونی بسیار مهم است.

microstates can be influential despite their size.

ایالت های میکرونی می توانند با وجود اندازه کوچک خود تأثیرگذار باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید