micturate frequently
ادرار مکرر
micturate involuntarily
ادرار غیرارادی
micturate during sleep
ادرار در هنگام خواب
micturate on demand
ادرار به درخواست
micturate with urgency
ادرار با عجله
micturate at night
ادرار در شب
micturate before surgery
ادرار قبل از جراحی
micturate after exercise
ادرار بعد از ورزش
micturate in public
ادرار در اماکن عمومی
micturate under stress
ادرار تحت فشار
it's important to micturate regularly for good health.
برای سلامتی خوب، به طور منظم ادرار کردن مهم است.
he had to micturate before the long car ride.
او قبل از سفر طولانی با ماشین نیاز به ادرار داشت.
dogs often micturate to mark their territory.
سگ ها اغلب برای علامت گذاری قلمرو خود ادرار می کنند.
she felt the urge to micturate during the meeting.
او در طول جلسه احساس ضرورت ادرار کرد.
it's normal for infants to micturate frequently.
برای نوزادان، ادرار مکرر طبیعی است.
he excused himself to micturate during the movie.
او برای ادرار کردن در حین فیلم به بهانه ای از خود خارج شد.
animals micturate as a natural part of their bodily functions.
حیوانات به عنوان بخشی طبیعی از عملکردهای بدن خود ادرار می کنند.
she felt embarrassed to micturate in public restrooms.
او احساس خجالت می کرد که در سرویس های بهداشتی عمومی ادرار کند.
after drinking so much water, i needed to micturate urgently.
بعد از نوشیدن آب زیاد، به طور اورژانسی نیاز به ادرار داشتم.
it's best to micturate before starting a long hike.
قبل از شروع یک پیاده روی طولانی بهتر است ادرار کنید.
micturate frequently
ادرار مکرر
micturate involuntarily
ادرار غیرارادی
micturate during sleep
ادرار در هنگام خواب
micturate on demand
ادرار به درخواست
micturate with urgency
ادرار با عجله
micturate at night
ادرار در شب
micturate before surgery
ادرار قبل از جراحی
micturate after exercise
ادرار بعد از ورزش
micturate in public
ادرار در اماکن عمومی
micturate under stress
ادرار تحت فشار
it's important to micturate regularly for good health.
برای سلامتی خوب، به طور منظم ادرار کردن مهم است.
he had to micturate before the long car ride.
او قبل از سفر طولانی با ماشین نیاز به ادرار داشت.
dogs often micturate to mark their territory.
سگ ها اغلب برای علامت گذاری قلمرو خود ادرار می کنند.
she felt the urge to micturate during the meeting.
او در طول جلسه احساس ضرورت ادرار کرد.
it's normal for infants to micturate frequently.
برای نوزادان، ادرار مکرر طبیعی است.
he excused himself to micturate during the movie.
او برای ادرار کردن در حین فیلم به بهانه ای از خود خارج شد.
animals micturate as a natural part of their bodily functions.
حیوانات به عنوان بخشی طبیعی از عملکردهای بدن خود ادرار می کنند.
she felt embarrassed to micturate in public restrooms.
او احساس خجالت می کرد که در سرویس های بهداشتی عمومی ادرار کند.
after drinking so much water, i needed to micturate urgently.
بعد از نوشیدن آب زیاد، به طور اورژانسی نیاز به ادرار داشتم.
it's best to micturate before starting a long hike.
قبل از شروع یک پیاده روی طولانی بهتر است ادرار کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید