micturate

[ایالات متحده]/ˈmɪktjʊreɪt/
[بریتانیا]/ˈmɪktʃəreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. ادرار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

micturate frequently

ادرار مکرر

micturate involuntarily

ادرار غیرارادی

micturate during sleep

ادرار در هنگام خواب

micturate on demand

ادرار به درخواست

micturate with urgency

ادرار با عجله

micturate at night

ادرار در شب

micturate before surgery

ادرار قبل از جراحی

micturate after exercise

ادرار بعد از ورزش

micturate in public

ادرار در اماکن عمومی

micturate under stress

ادرار تحت فشار

جملات نمونه

it's important to micturate regularly for good health.

برای سلامتی خوب، به طور منظم ادرار کردن مهم است.

he had to micturate before the long car ride.

او قبل از سفر طولانی با ماشین نیاز به ادرار داشت.

dogs often micturate to mark their territory.

سگ ها اغلب برای علامت گذاری قلمرو خود ادرار می کنند.

she felt the urge to micturate during the meeting.

او در طول جلسه احساس ضرورت ادرار کرد.

it's normal for infants to micturate frequently.

برای نوزادان، ادرار مکرر طبیعی است.

he excused himself to micturate during the movie.

او برای ادرار کردن در حین فیلم به بهانه ای از خود خارج شد.

animals micturate as a natural part of their bodily functions.

حیوانات به عنوان بخشی طبیعی از عملکردهای بدن خود ادرار می کنند.

she felt embarrassed to micturate in public restrooms.

او احساس خجالت می کرد که در سرویس های بهداشتی عمومی ادرار کند.

after drinking so much water, i needed to micturate urgently.

بعد از نوشیدن آب زیاد، به طور اورژانسی نیاز به ادرار داشتم.

it's best to micturate before starting a long hike.

قبل از شروع یک پیاده روی طولانی بهتر است ادرار کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید