micturated

[ایالات متحده]/ˈmɪktjʊreɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈmɪktʃəreɪtɪd/

ترجمه

v. ادرار کرده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

micturated frequently

ادرار مکرر

micturated involuntarily

ادرار غیر ارادی

micturated during sleep

ادرار در هنگام خواب

micturated without warning

ادرار بدون هشدار

micturated in public

ادرار در اماکن عمومی

micturated under stress

ادرار تحت فشار

micturated excessively

ادرار بیش از حد

micturated after exercise

ادرار بعد از ورزش

micturated unexpectedly

ادرار بطور غیرمنتظره

micturated while laughing

ادرار در حین خنده

جملات نمونه

the dog micturated on the tree in the park.

سگ روی درخت در پارک ادرار کرد.

after the long hike, he micturated behind a bush.

بعد از پیاده‌روی طولانی، او پشت بوته‌ای ادرار کرد.

the cat micturated in the litter box.

گربه در جعبه خاک ادرار کرد.

she felt relieved after she micturated.

او بعد از ادرار احساس راحتی کرد.

he micturated frequently due to his medication.

او به دلیل داروهاش به طور مکرر ادرار می‌کرد.

the doctor asked if he had micturated recently.

پزشک پرسید که آیا اخیراً ادرار کرده است.

the puppy micturated on the carpet.

سگ بچه روی فرش ادرار کرد.

they noticed that the rabbit micturated in its cage.

آنها متوجه شدند که خرگوش در قفس خود ادرار می‌کند.

he couldn't hold it and micturated in his pants.

او نتوانست خودش را نگه دارد و در شلوارش ادرار کرد.

after drinking a lot of water, she micturated several times.

بعد از نوشیدن مقدار زیادی آب، او چندین بار ادرار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید