micturitions

[ایالات متحده]/ˌmɪk.tjʊəˈrɪʃ.ənz/
[بریتانیا]/ˌmɪk.tʃəˈrɪʃ.ənz/

ترجمه

n. عمل ادرار کردن؛ ادرار مکرر

عبارات و ترکیب‌ها

frequent micturitions

تکرر ادرار

painful micturitions

ادرار دردناک

nocturnal micturitions

ادرار شبانه

increased micturitions

افزایش ادرار

urgent micturitions

ادرار فوری

intermittent micturitions

ادرار متناوب

voluntary micturitions

ادرار اختیاری

spontaneous micturitions

ادرار خود به خود

abnormal micturitions

ادرار غیرطبیعی

occasional micturitions

ادرار گاه به گاه

جملات نمونه

frequent micturitions can be a sign of a urinary tract infection.

تکرر ادرار می‌تواند نشانه‌ای از عفونت دستگاه ادراری باشد.

patients with diabetes often experience increased micturitions.

بیماران مبتلا به دیابت اغلب دچار افزایش ادرار می‌شوند.

he noted his micturitions were more frequent than usual.

او متوجه شد که ادرار او بیشتر از حد معمول است.

excessive micturitions can disrupt daily activities.

ادرار بیش از حد می‌تواند فعالیت‌های روزانه را مختل کند.

she kept a diary to track her micturitions.

او یک دفترچه یادداشت برای پیگیری ادرار خود نگه داشت.

increased micturitions may require medical evaluation.

افزایش ادرار ممکن است نیاز به ارزیابی پزشکی داشته باشد.

the doctor asked about the frequency of his micturitions.

پزشک در مورد دفعات ادرار او سوال کرد.

micturitions during the night can disturb sleep patterns.

ادرار در طول شب می‌تواند الگوهای خواب را مختل کند.

hydration levels can affect the frequency of micturitions.

سطح آب‌رسانی می‌تواند بر دفعات ادرار تأثیر بگذارد.

understanding micturitions is important for diagnosing bladder issues.

درک ادرار برای تشخیص مشکلات مثانه مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید