midgard

[ایالات متحده]/ˈmɪdɡɑːd/
[بریتانیا]/ˈmɪdɡɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (اسطوره‌شناسی نورس) قلمرو زمینی انسان‌ها؛ میدگارد، قلمرو بشریت در اسطوره‌شناسی نورس

عبارات و ترکیب‌ها

midgard warrior

جنگجو میگرد

midgard realm

سرزمین میگرد

midgard journey

سفر به میگرد

midgard myths

افسانه‌های میگرد

midgard creatures

موجودات میگرد

midgard heroes

قهرمانان میگرد

midgard legends

افسانه های میگرد

midgard battles

نبرد های میگرد

midgard gods

خدایان میگرد

midgard saga

حماسه‌ی میگرد

جملات نمونه

midgard is often depicted as the realm of humans.

می‌گارد اغلب به عنوان قلمرو انسان‌ها به تصویر کشیده می‌شود.

in norse mythology, midgard is connected to asgard by a rainbow bridge.

در اساطیر نورس، می‌گارد از طریق پلی رنگین کمان به آسگارد متصل می‌شود.

many stories take place in midgard, showcasing its rich history.

داستان‌های زیادی در می‌گارد اتفاق می‌افتد که تاریخ غنی آن را نشان می‌دهد.

adventurers often journey to midgard in search of glory.

ماجراجویان اغلب به دنبال افتخار به می‌گارد سفر می‌کنند.

midgard is surrounded by oceans and filled with diverse landscapes.

می‌گارد توسط اقیانوس‌ها احاطه شده و مملو از مناظر متنوع است.

legends of gods and monsters are woven into the fabric of midgard.

افسانه های خدایان و هیولاها در تار و پود می گارد بافته شده اند.

many heroes are born in midgard, destined for greatness.

قهرمانان زیادی در می گارد متولد می شوند، سرنوشتشان بزرگی است.

midgard serves as a battleground for epic conflicts.

می‌گارد به عنوان یک میدان نبرد برای منازعات حماسی عمل می‌کند.

in games, players often explore the mysteries of midgard.

در بازی‌ها، بازیکنان اغلب اسرار می گارد را کشف می‌کنند.

midgard is a central theme in many fantasy novels.

می‌گارد یک مضمون اصلی در بسیاری از رمان‌های فانتزی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید