midges

[ایالات متحده]/ˈmɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈmɪdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مگس‌های کوچک دو باله که شبیه پشه‌ها هستند؛ کوتوله‌ها یا افراد بسیار کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

biting midges

نوعی مگس مزاحم

midges swarm

گروه swarm مگس

midges bites

گزش مگس

midges season

فصل مگس

midges control

کنترل مگس

midges repellent

دفع کننده مگس

midges habitat

زیستگاه مگس

midges population

جمعیت مگس

midges attract

جذب مگس

midges prevention

جلوگیری از مگس

جملات نمونه

midges are often found near water bodies.

نوعی حشره اغلب در نزدیکی منابع آب یافت می‌شوند.

during summer, midge populations can explode.

در طول تابستان، جمعیت آن‌ها می‌تواند به طور چشمگیری افزایش یابد.

midges are a common nuisance for campers.

این حشرات مزاحمت رایجی برای کمپ‌گذاران هستند.

insect repellent can help keep midges away.

استفاده از دافع حشرات می‌تواند به دور نگه داشتن آن‌ها کمک کند.

midges are attracted to light at night.

آن‌ها در شب به نور جذب می‌شوند.

some birds feed on midges as a food source.

برخی از پرندگان آن‌ها را به عنوان منبع غذا مصرف می‌کنند.

midges can be a problem for outdoor activities.

آن‌ها می‌توانند مشکلاتی برای فعالیت‌های فضای باز ایجاد کنند.

wearing light-colored clothing can help avoid midges.

پوشیدن لباس‌های رنگ روشن می‌تواند به جلوگیری از آن‌ها کمک کند.

midges play a role in the ecosystem as pollinators.

آن‌ها به عنوان گرده‌افشان نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

some regions have specific seasons for midge swarms.

برخی مناطق فصل‌های خاصی برای هجوم آن‌ها دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید