midriffs

[ایالات متحده]/ˈmɪdrɪfs/
[بریتانیا]/ˈmɪdrɪfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ن plural of midriff

عبارات و ترکیب‌ها

bare midriffs

شکم برهنه

exposed midriffs

شکم نمایان

toned midriffs

شکم خوش فرم

slim midriffs

شکم باریک

fashionable midriffs

شکم مد روز

defined midriffs

شکم مشخص

trim midriffs

شکم خوش‌تراش

fit midriffs

شکم ورزیده

flat midriffs

شکم صاف

sculpted midriffs

شکم مجسمه ای

جملات نمونه

many dancers show off their midriffs during performances.

رقصندگان بسیاری در طول اجراها قسمت میانی بدن خود را به نمایش می‌گذارند.

fashion trends often highlight midriffs in summer collections.

ترندهای مد اغلب قسمت میانی بدن را در مجموعه های تابستانی برجسته می‌کنند.

she wore a top that exposed her midriff at the beach.

او یک بلوز پوشید که قسمت میانی بدن او را در ساحل نمایان می‌کرد.

midriffs are a popular feature in modern dance costumes.

قسمت میانی بدن یک ویژگی محبوب در لباس‌های رقص مدرن است.

some athletes train to strengthen their midriffs for better performance.

برخی از ورزشکاران برای عملکرد بهتر تمرین می‌کنند تا قسمت میانی بدن خود را تقویت کنند.

crop tops are designed to accentuate midriffs.

بلندتاپ‌ها برای برجسته کردن قسمت میانی بدن طراحی شده‌اند.

she felt confident showing her midriff at the party.

او با نشان دادن قسمت میانی بدنش در مهمانی احساس اعتماد به نفس کرد.

many workout routines focus on toning the midriff area.

برخی از تمرینات ورزشی بر تقویت قسمت میانی بدن تمرکز دارند.

fashion designers often experiment with styles that reveal midriffs.

طراحان مد اغلب با استایل‌هایی که قسمت میانی بدن را نمایان می‌کنند، آزمایش می‌کنند.

she accessorized her outfit to draw attention to her midriff.

او لباس خود را با لوازم جانبی تزئین کرد تا توجه را به قسمت میانی بدنش جلب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید